X
تبلیغات
زابلی

سلول های قلبی می تواند بی وقفه از سلول های بنیادی جنینی تولید شوند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند به شیوه جدید و قابل اعتمادی برای تولید سلول های قلبی در آزمایشگاه دست یافتند که می تواند به مبارزه با بیماری قلبی کمک کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پژوهشگران دانشگاه ‘موناش’ نشان دادند چگونه سلول های قلبی می تواند بی وقفه از سلول های بنیادی جنینی تولید و یک منبع بالقوه پایان ناپذیر برای تحقیق و کشف داروهای جدید شود.پژوهشگران دانشگاه موناش روش خود را در نشریه Nature Methods تشریح کردند.

آنها یک نشانگر فلورسنت سبز را که از یک ماهی ژله ای گرفته بودند به ژنی در سلول های قلبی وارد کردند و موجب درخشان شدن آنها شدند.

آنان با استفاده از این خط سلولی با شناسایی دو پروتئین سطحی سلولی جدید از آنها به عنوان نشانه استفاده کردند که این امکان را فراهم می مآورد که فقط به سلول های قلبی از انواع سلول های مختلف کشت شده دست یابند.

به گفته این پزوهشگران نکته مهم این است که می توانیم از این نشانه ها برای جداسازی و مطالعه سلول های قلبی رشد یافته از سلول های بنیادی بیماران قلبی استفاده کنیم و این مدلی برای بیماری قلبی در آزمایشگاه است.

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 15:28 ] [ محمد اربابی ] [ ]

حسنک 2012

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 15:25 ] [ محمد اربابی ] [ ]

به این لطیفه چند بار میخندید؟

پیری برای جمعی سخن میراند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 15:22 ] [ محمد اربابی ] [ ]

خطای چشم عجیب!

خطای چشم عجیب!

– در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنهایک رنگ را می بینید، صورتی.
٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قراردارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.
٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.

عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.


جالب بود نه؟


[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 15:20 ] [ محمد اربابی ] [ ]

جملات کوتاه درمورددهه فجر

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و ال
فجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

 

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است

 

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز
بیگانه
صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز

 

چه مژده‏ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!
چه بشارتی شیرین‏تر از
بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!
چه پیامی نیک‏تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!
چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!
قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‏ترین روز هستی، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.

 

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی.

 

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏مان راست‏شد،برلب‏های پژمرده‏مان شکوفه‏های تبسم نشست، در قلب‏های سوخته‏مان‏گلبوته‏های عشق و امید روئید و برگونه‏های زردمان گلخنده‏های سرخ‏نمودار شد.

 

خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.

خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‏بپا کرد، غباری عظیم‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است.

 

فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏های نبرد، «والفجر» می‏نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‏کنند.

 فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.

 

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند

 

۲۲ بهمن باید سرمشق ما باشد در طول زندگی و برای نسلهای آینده که همه آنها ۲۲ بهمن را که غلبه ی ایمان بر کفر و الله بر طاغوت و اسلام بر کفر بود، باید حفظ کنند و بزرگ بشمارند. بزرگ بشمارند روزی را که خدای تبارک و تعالی بر ملت ما منت گذاشت و این ملت را یکپارچه کرد و ملت ما را غلبه داد. امام خمینی(ره)

۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره)

فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است . امام خمینی(ره)

نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت . امام خمینی(ره)

این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید . امام خمینی(ره)

هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است . امام خمینی(ره)

ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است . امام خمینی(ره)

چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است . امام خمینی(ره)

این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید . امام خمینی(ره)

انقلاب ما متکی به معنویات و خداست . امام خمینی(ره)

پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است . امام خمینی(ره)

رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود . امام خمینی(ره)

خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است . امام خمینی(ره)

انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا… (ص ) است . امام خمینی(ره)

این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است . امام خمینی(ره)

بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهى، براى ملت ایران صورت عملى و تحقق خارجى گرفت. (مقام معظم رهبری)

بیست و دوم بهمن، براى ملت ما در حکم عید فطرى است که ملت در آن، از یک دوران روزه‏ى سخت خارج شد؛ دورانى که محرومیت از تغذیه‏ى معنوى و مادّى را بر ملت ما تحمیل کرده بودند. (مقام معظم رهبری)

بیست و دوم بهمن، در حکم عید قربان است؛ زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیل هاى خودش را قربانى کرد. (مقام معظم رهبری)

امام، راه آزاد زیستن، کامل شدن، ساختن زندگى به شکلى که مورد رضاى خدا و دستور اسلام است، سازندگى حقیقى زندگى و عدم سازش با قدرتهاى ضداسلامى را به ما نشان داد. اینها، براى ما درسهاى بیست و دوم بهمن است. (مقام معظم رهبری)

راهپیمایى بیست‏ودوم بهمن مظهر اقتدار ملى است؛ نشان‏دهنده‏ى عزم عمومى ملت ایران است؛ مظهر همان چیزى است که هر دشمنى را در هر حد و اندازه‏یى از اقتدار نظامى و توانایى‏هاى تبلیغاتى و سیاسى، مرعوب مى‏کند. (مقام معظم رهبری)

دهه فجر، یادبود حیات دوباره ملت ایران و کشور عزیز ماست. مردم این ایام را جشن مى‏گیرند و حق دارند جشن بگیرند. (مقام معظم رهبری)

یادبود دهه فجر، خود مانع بزرگى در راه تحقق این هدف است. سعى مى‏کنند انقلاب را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، انقلاب را به یاد مردم مى‏آورد. سعى مى‏کنند امام را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، تجسّم اراده و عظمت امام بزرگوار ماست. (مقام معظم رهبری)

دهه فجر براى کشور ما یک فرصت تاریخى بود و ملت ما را از یک حصار بسیار خطرناک خارج کرد. تا وقتى یک ملت در حصار استبدادِ یک حکومت وابسته و فاسد و ضدّ مردم و ضدّ فرهنگ و دین قرار دارد، هیچ چیز زیبا و مطلوبى که زندگى آنها را از لحاظ مادّى و معنوى اعتلاء بخشد و پیش ببرد، نمى‏تواند در بین آنها پا بگیرد. (مقام معظم رهبری)

ایّام دهه فجر براى ملت ایران، روزهاى فراموش نشدنى است. از هنگام ورود امام تا وقتى که به‏کلّى کمر طاغوت به دست این مردم شکست، این ملت روزهاى پُرشکوه و پرحماسه‏اى را گذراند. دهه فجر، مظهر آن شکوه و عظمت و فداکارى ملت ایران است. عزّت ایران و ایرانى، بلکه عزّت اسلام و مسلمین، در این دهه، به‏دست ملت مقاوم و شجاع و قهرمان ایران پایه‏گذارى شد. (مقام معظم رهبری)

اولین انقلابى که با مردم شروع کرد، با مردم ادامه داد، حرف خود را عوض نکرد، راه خود را تغییر نداد و اهداف خود را کم و زیاد نکرد، انقلاب اسلامى ایران است. (مقام معظم رهبری)

دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری

دهه فجر مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است . مقام معظم رهبری

دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است . مقام معظم رهبری

دهه فجردر تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند به شمارمی رود. مقام معظم رهبری

۲۲ بهمن روز تجدید عهد با انقلاب ،‌امام و اسلام است . مقام معظم رهبری

وحدت کلمه و حضور خود را در صحنه حفظ کنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید . مقام معظم رهبری

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز حاکمیت ارزشهای معنوی بوده است . مقام معظم رهبری

انقلاب و نهضت امام (ره ) برای حاکمیت اسلام بود . مقام معظم رهبری

خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است . مقام معظم رهبری

حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است . مقام معظم رهبری

وحدت ، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است . مقام معظم رهبری

این انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست . مقام معظم رهبری

انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است . مقام معظم رهبری

دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد . مقام معظم رهبری

زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است . مقام معظم رهبری
پیروزی نهایی وقتی است که اسلام، به همه ابعاد و به همه احکامش در ایران پیاده شود؛ وپیروزی بالاتر آن که در همه اقطار عالم، اسلام حکومت کند .اسلام مایه سعادت بشر است . امام خمینی(ره)

حفظ این پیروزی از اصل پیروزی مشکل تر است . امام خمینی(ره)

پیروزی انقلاب رهین همه ملت است . امام خمینی(ره)

جاوید باد پرچم پر افتخار الله اکبر، که رمز پیروزی معجزه آسای ملت بزرگ ایران است . امام خمینی(ره)

این پیروزی ارتباط به من نداشت، من یک طلبه هستم و نباید این را به من منتسب کنید! پیروزی ارتباط به ملت هم نداشت، این پیروزی مربوط به خدا بود . امام خمینی(ره)

این پیروزی انقلاب ما پیروزیی بود که به برکت اسلام و گرایش به اسلام و با فریاد الله اکبر به دست آمد . امام خمینی(ره)

تا روحیه شما توجه به آن مبدأ قدرت دارد پیروزید، از آن منفصل نشوید . امام خمینی(ره)

پیروزی آن است که مورد توجه حق تعالی باشد، نه اینکه کشوری را بگیرید . امام خمینی(ره)

کمی عده، با اینکه قدرت روحی در کار باشد و انسجام در کار باشد و تعهد به اسلام در کار باشد، اسباب ضعف نخواهد شد . امام خمینی(ره)

شما پیروزید، برای اینکه اسلام پشتیبان شماست . امام خمینی(ره)

شما پیروزید، برای اینکه خدا با شماست . امام خمینی(ره)

کسی که با خدا باشد خدا با اوست، و پیروزی با اوست . امام خمینی(ره)

اگر تمام عالم هم به ضد ما قیام کنند و ما را هم نابود کنند، ما پیروزیم . امام خمینی(ره)

ما ترس نداریم، برای اینکه ما حقیم.وقتی حق هستیم، غالب هم بشویم ما حق هستیم، مغلوب هم بشویم ما حق هستیم . امام خمینی(ره)

این طور نیست که ما خوف این را داشته باشیم که شکست بخوریم.اولاً که شکست نمی خوریم، خدا با ماست؛ و ثانیاً بر فرض این که«شکست صوری» بخوریم «شکست معنوی» نمی خوریم ،و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است . امام خمینی(ره)

شما حق هستید و در مقابل باطل ایستاده اید؛ و حق پیروز است . امام خمینی(ره)

کشوری که تمام قشر هایش اینطور مُهیّای برای فداکاری هستند، این کشور پیروز است . امام خمینی(ره)

شما حق هستید، در مقابل باطل ایستاده اید.استقامت می خواهد؛ تا استقامت در کار نباشد نمی توانید به پیروزی نهایی برسید . امام خمینی(ره)

ما حق هستیم و حق بر باطل پیروز است . امام خمینی(ره)

ما با دست خالی بر این قدرت فوق العاده شیطانی، که همه قدرتها دنبال او بودند، غلبه کردیم . امام خمینی(ره)

پیروزی را شمشیر نمی آورد، پیروزی را خون می آورد . امام خمینی(ره)

مادامی که در مسیر حق باشیم پیروزیم . امام خمینی(ره)

ما می خواهیم به همه دنیا نشان دهیم که قدرتهای فائقه را هم می توان به نیروی ایمان شکست داد . امام خمینی(ره)

ملتی اگر قیام کرد، با حفظ قدرت ایمان، هیچ قدرتی، در مقابل آن نمی تواند بایستد . امام خمینی(ره)

جمعیتی که پشتوانه اش خداست شکست ندارد . امام خمینی(ره)

مقصد که الهی شد دنبالش پیروزی است . امام خمینی(ره)

با رفتار و اخلاق اسلامی، این قدرتی که شما را به پیروزی رساند ه است حفظ کنید . امام خمینی(ره)

برادران من! با اتکا به ایمان و اسلام بود که ما پیروز شدیم . امام خمینی(ره)

ملت ما به واسطه اتکا به اسلام این نهضت را پیش برد . امام خمینی(ره)

چه بسا پیروزی هایی که برای یک ملتی پیش می آید، برای اینکه استقامت در آن امر که موجود شده است ندارند سستی می کنند، آن پیروزی از دستشان می رود . امام خمینی(ره)

 

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 10:40 ] [ محمد اربابی ] [ ]

رویدادهای 12 بهمن 1357

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رویدادهای 12 بهمن 1357


1 - حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.

2- امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.

3- با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشك‌هاي مشتاقان را بر گونه‌هايشان جاري كردند.

4- حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر مي‌كنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نمي‌توانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشه‌هاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

5- حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند مي‌افتد، سنگيني‌اي در دوشم پيدا مي‌شود كه نمي‌توانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌هاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين مي‌کنم، من توي دهن دولت مي‌زنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم. من به ارتش يك نصيحت مي‌كنم و يك تشكر ..... [ما] مي‌خواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نمي‌خواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نمي‌خواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر مي‌كنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.

6- با وجود سرماي زمستان، ديشب هزاران مشتاق زيارت حضرت امام، در مسير حركت ايشان خوابيدند.

7- شهرهاي كشور در شادي ورود امام، غرق نور و گل و فرياد بود.

8- از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاريس، تراكم سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و پيام‌هاي ايشان در اين مدت كوتاه يعني (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجيه و تأمل است. به طور يكه ايشان در برخي از روزها به سؤالات چندين رسانه خبري و تبليغاتي پاسخ داده‌اند. مثلا در تاريخ نوزدهم دي سال جاري، ايشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبه‌ها، حكايت از علاقه خبرنگاران و اشتياق امام براي رساندن پيام خود به دنياست. آمار اين مجموعه عظيم از اين قرار است:
سخنراني‌ها 59 عدد
مصاحبه‌ها 108 عدد
پيام‌ها 36 عدد
نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها 6 عدد
جمع 209 عدد

9- در حالي كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي‌شد، نظاميان با يورش به اين سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.

10- عده‌اي از مردم با قطع جريان پخش مستقيم ورود حضرت امام از تلويزيون به علت هجوم مأمورين نظامي، از عصبانيت تلويزيون‌هاي خود را به خيابان پرت كردند.

11- امام خميني در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طي سخناني با اعضاي كميته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكيد نمودند.

12- روحانيون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرين اعلاميه خود، به تحصن پايان دادند.

13- در پي درخواست مجدد بختيار براي ملاقات با حضرت امام خميني، ايشان گفتند: ملاقات با بختيار را در صورت استعفاي وي مي‌پذيرم.

14- شاپور بختيار در آستانه ورود امام خميني پيامي انتشار داد. وي در پيام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهديد كرد.

15- دانشجويان ايراني در مقابل سفارت ايران در آمريكا تظاهرات كردند.

16- آمريكا مقداري از دستگاه‌هاي الکترونيكي محرمانه خود را از ايران خارج كرد.
نيروي هوايي سيستم‌هاي محرمانه جنگنده‌هاي اف چهارده را مخفي كرد. گفتني است كه يكي از وظايف هايزر در ايران، انجام همين مأموريت بوده است.

17- بانك‌هاي سوئيس گفتند كه پول‌هاي ايران را پس نمي‌دهند.

18- مطبوعات و يونايتد پرس: قراردادهاي خريد اسلحه ايران از انگليس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو اين خريدها، انگليس معادل چهار ميليارد دلار بابت عدم فروش و بيكار شدن بيست هزار نفر، زيان خواهد ديد.

19- در ليبي به حمايت از انقلاب اسلامي مردم مسلمان ايران، يك راهپيمايي ترتيب يافت.

رویدادهای 13 بهمن1357

1- امام خميني در جمع روحانيون بيانات مبسوطي را ايراد كردند. ايشان در قسمتي از اين بيانات فرمودند: رژيم سلطنتي از اول خلاف عقل بود ... هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند.


2- راديو مسكو: دانشجويان ايراني مقيم آمريكا عليه مداخله آمريكائي‌ها در امور داخلي ايران، در برابر كاخ سفيد تظاهرات كردند.


رویدادهای 14 بهمن1357

1- حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

2- دانشجويان ايراني با حمله به سفارتخانه‌هاي ايران در آمريكا، لبنان و استراليا، نسبت به رژيم سلطنتي ايران ابراز انزجار كردند.

3- چهل تن ديگر از نمايندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.



رویدادهای 15 بهمن1357

1- حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.


2- وزراي خارجه آمريكا و انگليس طي ديدار ديويد اوئن از آمريكا، در مورد اوضاع ايران به گفتگو نشستند. بغداد نيز با اعزام هيأتي به عربستان، به بررسي اوضاع ايران و منطقه پرداخت.

3- ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا به ايران، با اتمام مأموريت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ايراني، عازم آمريكا شد. سخنگوي وزرات خارجه آمريكا گفت: هايزر سعي كرد تا نظاميان ايران از بختيار حمايت كنند. وي به اين علت ايران را ترك كرد كه اقامت وي به احساسات ضد آمريكايي در ايران دامن مي‌زد.


4- همافران نيروي هوايي در بهبهان به عنوان طرفداري از امام خميني، دست به راهپيمايي زدند.

5- آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌اي از عراق براي حضرت امام، از مبارزات ملت ايران حمايت كرد.

6- به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي تلگرامي براي ايشان ارسال شد.

تذكر: برژنف از سيزدهم تا هفدهم ژانويه 1979، مطابق با بيست و سوم دي ماه 1357، در بلغارستان بسر مي‌برده است.

7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وي را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستاني از سوي دولت بختيار ممنوع‌الخروج شد.

8- گروهي از نمايندگان مستعفي مجلس شورا با حضرت امام ديدار كردند.



رویدادهای 16 بهمن1357

1- انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت، رسما اعلام شد. حكم و فرمان نخست وزيري كه با اتفاق آراء شوراي انقلاب و تصويب امام خميني صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمين رفسنجاني در حضور حضرت امام و آقاي بازرگان قرائت شد.


2- آسوشيتد پرس: با توجه به اينكه شانس موفقيت بختيار روز به روز كمتر مي‌شود، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا به ابراز حمايت ملایم از بختيار بسنده كرد.


3- رييس سازمان سيا اعراف كرد كه در رابطه با پيش بيني مسائل ايران، اين سازمان ناكام بوده است. وي گفت: چيزي كه ما پيش بيني نمي‌كرديم، اين بود كه يک مرد هفتاد و هشت ساله كه مدت چهارده سال در تبعيد بود، اين نيروها را به هم پيوند زند.

4- كيسينجر گفت: بيم آن مي‌رود كه انقلاب اسلامي به ساير كشورها سرايت كند و گناه اين حركت، متوجه هدف توخالي حقوق بشر است.

5- آيت‌الله گلپايگاني بازگشت حضرت امام به ميهن را به ايشان تبريك گفت.

614- چند وزارتخانه، از جمله وزارت آموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارائي، بهداري و دادگستري، توسط نيروهاي ارتش اشغال شد.

7- بيست و دو نماينده ديگر مجلس شورا، استعفا دادند.

8- در تظاهرت مردم آغاجاري، عده‌اي به شهادت رسيدند.

9- هشت هزار يهودي از ايران به اسرائيل رفتند.



رویدادهای 17 بهمن1357

1- امام خميني در سخنان خود گفتند: كار عاقلانه و مفيد به حال كشور اين است كه بختيار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامي، عكس‌العملي مثبت داشته باشند.

2- در پاسخ به پيام‌هاي تشكر از سوي مردم و يا شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به كشور، از سوي ايشان پيام تشكري خطاب به عموم انتشار يافت.

3- بازرگان موقتا از رهبري نهضت آزادي كناره‌گيري نمود و به مدرسه علوي نقل مكان كرد.
تذكر: در حكم نخست وزيري حضرت امام از وي خواسته شده بود تا بدون واسبتگي حزبي و گروهي به پست نخست وزيري اشتغال يابد.

4- دكتر سعيد، رييس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت‌ آيت‌الله العظمي خميني، مرجع عاليقدر تشيع را به خاك وطن از طرف خود و عموم نمايندگان خوش آمد مي‌گويم.

5- دلوايح محاكمه وزراي سابق و انحلال ساواك، در جلسه مجلس شورا به تصويب رسيد.


6- در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشكده افسري، افسران جوان از سوگند وفاداري به شاه معاف شدند.

7- حجت‌الاسلام فلسفي پس از هشت سال ممنوعيت از سخنراني، در حضور امام و مردم ديدار كننده از ايشان، سخنراني كرد.

 

رویدادهای 18 بهمن 1357

1- حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.



2- فرماندار نظامي تهران به اين دليل كه مردم به مقررات حكومت نظامي اهميت نمي‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را كاهش داد.

3- سيزده نفر ديگر از نمايندگان مجلس استعفا دادند.

4- مجمع عمومي سازمان ملل متحد از اوضاع ايران اظهار نگراني كرد.

رویدادهای 19 بهمن1357

1- جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حركت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي كردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشكر كردند.

2- ستاد ارتش، عكس روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تكذيب كرد.

3- طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم كليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانك‌ها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايت‌هاي شاه قرار گرفتند و شعله‌هاي آتش از همه سو زبانه مي‌كشيد.

4- امام خميني طي نطق كوتاهي كه از شكبه تلويزيوني كاركنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش مي‌شد ضمن آرزوي موفقيت براي كاركنان رسانه‌هاي گروهي گفتند: دستگاه‌هايي در اين قسمت بوده و هست كه بايستي در خدمت مردم مي‌بودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدف‌هاي نامشروع استفاده كرده است.

5- در درگيري‌هاي گرگان، پنج نفر كشته و يازده نفر مجروح شدند.

6- مهندس شريف امامي كه از طرف دادستاني ممنوع‌الخروج شده بود، از كشور گريخت.



رویدادهای 20 بهمن1357

1- با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي كه راديو اعلام كرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع كردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر كرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي كردند و درگيري آغاز شد.

2- مردم ساكن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي كه از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابان‌هاي اطراف را نيز با خبر كردند و طولي نكشيد كه جمعيت انبوهي در كنار ديوار خوابگاه گرد آمدند كه با فرياد الله‌اكبر از همافران حمايت مي‌كردند.

3- اجتماع مردم در كنار خوابگاه همافران نيروي هوايی كه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه يافت. ترس مردم اين بود كه در صورت پراكنده شدن، نيروهاي گارد، مجددا به همافران حمله كنند، لذا از دفتر حضرت امام كسب تكليف كردند و دفتر امام توصيه كردند كه پراكنده نشويد.

4- مردم در كنار خوابگاه نيروي هوايي همچنان شعار مي‌دادند و خود را با آتش لاستيك‌هاي فرسوده گرم مي كردند كه در ساعت 5/3 بعد از نيمه شب مأموران حكومت نظامي با خودروهاي نظامي و در حاليكه از دور با شليك رگبار مسلسل‌ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله كردند. در اين هنگام مردم به كوچه‌هاي اطراف پناه بردند اما مأمورين توانستند يكصد و پنجاه و دو نفر را دستگير و به محل استقرار حكومت نظامي در كلانتري تهران و منتقل كنند. در بين دستگير شدگان دو روحاني نيز حضور داشتند.
تذكر: ظاهرا اولين كلانتري ساقط شده در جريان هجوم مردم همين كلانتري بود.

 

رویدادهای 21 بهمن1357

1- با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء كارت پايان خدمت سربازي، يك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار مي‌دادند.

2- درساعت 5/4 بعدازظهر كلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط كرد و مردم و گاردي‌ها در اين زدو خورد چندين كشته و مجروح داشتند . از اين پس، كلانتري‌ها يكي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند.

3- فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به كلانتري‌ها و پادگان‌ها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد. يعني مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نيم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند.


4- حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي‌كنم كه اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي‌گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را یك توطئه توصيف كرد.

5- ميني‌بوس‌ها و ماشين‌هاي وابسته به ستاد كميته امام خميني، با بلندگو، لغو اعلاميه فرماندار نظامي را در سطح تهران اعلام كردند. گفتني است كه بنا به گفته‌ رحيمي، يكي از سران ارتش، حكومت نظامي تصميم داشت كه با افزايش ساعات حكومت نظامي، به انجام كودتا و سركوب مردم و خصوصا ترور و دستگيري رهبران نهضت، بپردازد. اين تصميم حضرت امام، توطئه بزرگي را در آستانه پيروزي نهضت در نطفه خفه كرد.

6- امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و كساني كه قسم خورده‌اند بايد بر خلاف آن عمل كنند.

7- مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا كرد.

8- ده‌ها هزار تن از مردم در خيابان فرح‌آباد، پشت كيسه‌هاي شن و خاك سنگر گرفتند.

9- كلانتري‌هاي تهران نو، (چهارده و شانزده و بيست و يك و نه) و نارمك ده و يازده و شهر ري، سقوط كردند و همچنين يك هلي‌كوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد.

10- حجت‌الاسلام دكتر مفتح از جانب حضرت امام، عكس مندرج در روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را كاملا صحيح و واقعي دانست.


11- از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تكذيب شد.

12- امام خميني اعلام كردند كه من خودم اهل قلم و بيان هستم و هيچ سخنگويي ندارم.

13- ستاد امداد و سازمان ملي پزشكان، تعداد شهدا را تا ساعت يازده امشب، صد و بيست و شش تن ، و مجروين را ششصد و سي و چهار نفر ذكر كرد.

14- شمار كشته شدگان كه به بيمارستان جرجاني منتقل شده‌اند، به چهل و شش نفر رسيد و تعداد زخمي‌ها به علت كثرت آنها قابل شمارش نيست.

 

رویدادهای 22 بهمن1357

1- با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌اي با حضور بازرگان، بختيار و قره‌باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي‌گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.

2- واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.

3- نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان‌هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.

4- در پي درگيري‌هاي اخير، پزشكی قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده‌اند.

5- تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا،‌ راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.

6- نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره‌اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.

7- فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.

8- با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.

9- حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب‌نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.

10- رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي‌طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل‌سازي به جهت تمرد آنها بي‌نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بي‌نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني همه گير شده بود.

11- انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.

12- امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان‌هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه‌ها را نقش بر آب مي‌سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

13- مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره‌باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.

14- از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.

15- پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظامی مردم نقش مهمي داشتند‌، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.

16- به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.


17- آيت‌الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.


وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي‌دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي‌پرسيد: آيا هنوز امکان كودتا وجود دارد؟



 

 

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 10:38 ] [ محمد اربابی ] [ ]

اس ام اس و جوک جدید و خنده دار

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود


شمارتو دادم به خواهر یکی  از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته

احتیاج به هم صحبت داره  ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه

من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!

(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)


دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:

از یه جائی‌ به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !


الان از تیم پرسپولیس که خرابتر نداریم !

پرسپولیستم عزیزم !


جوک و اس ام اس جدید

تنها راهی‌ که یه زن میتونه یه مرد رو میلیونر کنه

*

*

اینه که اون مرد میلیاردر باشه !!


دﺧﺘﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟

ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ: ﺩﯾـﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﭘﺴﺮ: ﭼـﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳـﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﭘﺴﺮ: ﺳـﺎﻋﺖ چهار ﻭ سی ﻭ هشت ﺩﻗﯿﻘه !!!


خدا گر ز حکمت ببندد دری

ز رحمت زند قفل محکمتری !


عضنفر به همسرش :

عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم… چون شارژ ندارم!


جوک و اس ام اس جدید

غیر از کودک درون

و خر درون

و کرم درون

یه عدد سگ درون هم داریم !

که بعضی اوقات به دنبال پاچه می گرده !


آنکس که نداند و نداند که نداند،قطعاً خودش را به کوچه علی چپ زده است.

۲بار که جفت پا بروید توی دهنش،قطعاً بداند و بداند که بداند..!


یک خانه و یک لیسانس آی تی دارم

هرجا که طلب کنید پارتی دارم

من را به غلامی بپذیرید شما

من تا دو سه سال هم گارانتی دارم!


دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه:

همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!


یه سوالی مغزم رو پریشون کرده:

چرا جمعه این قدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه این قدر از جمعه دوره؟


فرق سرت می دونی کجاست؟

دوست داشتنت دقیقا بخوره همونجا !


سه مرحله احمقانه در زندگی

وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!

پول داری! انرژی داری! اما وقت نداری!

پول داری! وقت داری! اما انرژی نداری!

 

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 10:9 ] [ محمد اربابی ] [ ]

رسالت دانشجویان بلوچ در عصر حاضر

در دنیای امروز رسانه به خوبی توانسته است ایفای نقش کند اما مردم بلوچ فرصتی به دلایل مختلف در استفاده از رسانه و معرفی خویش نداشته اند اینک در عصر ارتباطات و تکنولوژی خصوصا از جایگاه اینترنت مجالی مهیا شده تا بتوانیم تاریخ ، فرهنگ و ….. را در معرض دید دیگران قرار دهیم و از اصالت فرهنگی بکری سخن بگوییم که کمتر از حوادث روزگار دچار خدشه شده است.
از یک طرف به عنوان یک قوم آریایی و اصیل ایرانی بعد از هزاران سال توانسته ایم نماد های منحصر به فردی چون زبان ، لباس و آداب و رسوم  و ….  را با خود داشته باشیم و از گزند فرهنگ های سطحی و ساختگی قرون جدید خود را حفظ نماییم و از طرف دیگر به باورهای اعتقادی و دینی علیرغم قهر طبیعت پایبند باشیم .

ویژگیهای تاریخی ، شرایط خاص اقلیمی ، آداب و سنن اصیل و …… از ظرفیتهای خوب جامعه بلوچستان هستند که تاکنون برای مستند سازی آنها برای ماندگاری گامی برداشته نشده است.

سهم تحصیلکرده بلوچ در کره زمین نسبت به بقیه اقوام و ملل اصلا قابل ذکر نیست در بحث شبکه جهانی اینترنت فقط جمعیت ناچیزی علیرغم گسترش و فراگیر شدن علم کامپیوتر در بین بلوچها از آن بهره برده اند و اگر به صورت علمی و اساسی به بررسی موضوع بپردازیم شاید به سختی بتوان عدد دقیقی از کاربران رایانه را تخمین زد ولی از مراجعاتی که روزانه و به طوز متوسط از سایتها و وبلاگهای بلوچستان صورت می گیرد می توان حدس زد فقط یک هزارم این جمعیت از علم رایانه به صورت سطحی خبر دارند و روزانه اگر فرصتی داشته باشند چند مطلب را گذرا مطالعه می کنند.

سایت فعال و موثر در بلوچستان به تعداد انگشتان دست وجود ندارد فقط در چند ماه گذشته شاهد ایجاد وبلاگهای جدیدی نسبت به گذشته بوده ایم از بررسی و تعمق در محتوی آنها نمی توان به آینده روشنی در این زمینه امیدوار بود ولی باز هم این می تواند برای آیندگان شاید روزنه امیدی برای فعالیت اساسی باشد.

در این ناکامی دلایل زیادی نقش دارند که مهمترین آن عدم باور خویش و پشتکار است و اگر هم تصمیم داریم در این عرصه وارد شویم از علم کافی برخوردار نیستیم مدام با آزمایش و خطا به پیش می رویم و قلم ما نیز شیوا و رسا نیست و همیشه نگرانیم تا شاید دیگران بر نوشته ما خورده بگیرند اما برای ماندگاری باید شکیبایی پیشه کرد و مطمئن بود که در جامعه محدود بلوچستان هر کاری اگر از روی صدق و راستی باشد نیز از هیاهو مبرا نیست و رسالت این است که با ناملایمات مبارزه کرد.

یکی از آفتها که بر انسان غالب می شود و او را از واقعیت و حقیقت به دور می کند تعصب است که به زبان دیکر افراطی گری معنا دارد و هر زمان در انجام کاری از روی تعصب خواه قومی یا مدهبی تصمیمی بگیریم دچار خسران شده و با شکست مواجه می شویم.

تحمل فکر و نظر دیگران و پاسخ از روی علم و عقل و منطق از ضروریات زندگی در دنیای رسانه است و تا زمانی که این ظرفیت را نداشته باشیم نمی توانیم بر دیگران غالب شویم و باید همیشه در استعمار دیگران بوده و بردگی را پذیرا باشیم.

وحدت در اصول اساسی و ارزشها اصل ماندگاری و مایه فخر و مباهات است هر وقت که برای رسیدن به منافع یک فرد یا قوم و هر دسته دیگر آهنگی بسازیم و با آن هم نوا شویم عاقیت خوبی نخواهیم داشت و حفظ انسجام باعث رشد و تعالی می شود.

قانون مندی و احترام به قانون بر اساس ارزشهای دینی و برخواسته از فقه و شریعت اسلامی از اهم اموری است که باید به آن التزام عملی داشت و هر گونه بی قانونی و قانون گریزی باید از نظر همه مردود باشد.

احترام به بزرگان و خصوصا علمای دین که برای نهادینه کرن دین اسلام و ارزشهای اصلی یعنی قرآن و سنت رسول خدا (ص) زحمت کشیده اند بر همه لازم است و یقین بدانیم که هجمه و بی احترامی به علما باعث دین گریزی و بدبینی به اسلام و در نتیجه بی بند وباری چون جامعه غرب خواهد شد.

در دهه های مختلف افرادی به نام خان و خوانین در بلوچستان نام و نشانی داشته اند و به جهاتی غالب بر دیگران بخشی از امور مختلف اجتماعی را مدیریت می کرده اند و بقیه گذشتگان ما به این افراد احترام قایل بوده و با کمک آنها امور را رتق وفتق می کردند و پیگیری و آبادانی منطقه به نمایندگی از آنها انجام شده است و اینک که ما به جایی رسیده ایم نباید بر اعمال گدشته آنها خورده بگیریم چون به پشتوانه و قبول بقیه مردم بعضی ها خان لقب گرفته اند و صلاح نیست به بازماندگان آنها بدبین باشیم و آنها را تخریب کنیم.

ذکر طایفه و قوم شاید برای شناخت یکدیگر خوب است اما نباید موجب طبقه بندی اجتماعی ، تضاد اجتماعی و تبعیض طبقاتی شود و نگاه به مردم بر اساس تقوی و شایسته سالاری باشد نه وابستگی فامیلی و قومی.

پیام بلوچ در راستای وظیفه داتی خود رسالت معرفی بلوچ و بلوچستان را به عنوان یک اصل در برنامه کاری خود دارد و از افراد موثر و ذی نفوذ دعوت می کند از قلم و فکر مفید خود برای جبران کاستی ها و رشد و پیشرفت مردم بلوچ استفاده کنند و تمام تلاش خود را برای تقویت حیثیت اجتماعی مردم ، حفظ وحدت ، توسعه و آبادانی و تحصیل فرزندان مصروف کنند و از هر گونه ایجاد اختلاف و تفرق و تخریب دیگران پرهیز کنند.

اگر خلاصه نمی توانیم برای سربلندی این جامعه کاری انجام دهیم زحمت دیگران را بر باد ندهیم و  بهتر است خاموشی پیشه کنیم.

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 10:3 ] [ محمد اربابی ] [ ]

رسوم عروسی در بلوچستان

عروسی این سنت پسندیده در هر شهر و دیار و قومی مراسم های خاص خود را دارد. در میان مردم بلوچ عروسی از قدیم تا الان رسوم خود را حفظ کرده است. در این مقاله میخواهیم به مراسم عروسی در یکی از مناطق بلوچستان به نام سرباز بپردازیم که شامل خواستگاری – مهریه – دوران نامزدی – دعوت دادن – بستن حجله یا جل – حنابندان یا شب دُزّکى – شب عروسى یا شب راستگى – مراسم استحمام یا کورگان – مراسم شب زفاف و …..

خواستگارى:

وقتى که پسر، دخترى را در نظر گرفت یا مادر یا خواهر و یا پدر، دخترى را به پسر پیشنهاد کردند، در صورت قبول پسر، خود پدر و یا یکى از عموهاى او به نزد پدر دختر رفته و بعد از اندکى نشستن و گپ زدن، سر صحبت با پدر دختر باز مى‏کند و مى ‏گوید که شما پسر مرا به عنوان بنده و کوچک خودتان قبول کنید. پدر دختر هم براى جواب دادن چند روز مهلت مى ‏خواهد. و در این چند روز، نظر عموهاى دختر و خویشان و اقوام خود را در این مورد جویا مى‏شود و از خود دختر هم نظر خواهى مى‏کند. چنانچه آنها نیز جواب مثبت دادند، پدر دختر، جواب را به والدین پسر اعلام مى‏دارد.لذا آنها یک روز و یا شبى را به عنوان مراسم (خبرجنى) تعیین مى ‏کنند.

مهریه (جهاز):

در مراسم (خَبرجَنى) اقوام و خویشان پسر و دختر جمع مى‏شوند و در مورد جِهاز یا مهریه گفتگو مى‏پردازند. تعداد پولى که به عنوان مهریه تعیین مى‏شود، در میان طوایف مختلف بلوچ، متفاوت است و براساس توانایى مالى پدر پسر مى‏باشد و مقدار مهریه ممکن است در بعضى از طوایف به ۳۰ مثقال و یا ۵۰ مثقال یا حتى ۱۵۰ مثقال طلا هم برسد و معمولاً چند نخل خرما و چند قطعه زمین مزورعى را نیز به عنوان مهریه تعیین مى ‏کنند. در ضمن در همین مراسم نیز پدر پسر معمولاً ۱۰۰ هزارتومان یا کمتر و بیشتر به عنوان نِشانه (شیربها) به پدر دختر مى‏دهد که این پولها صرف خرید وسایلى نظیر وسایل آرایشى، کفش – دمپایى … براى عروس مى ‏شوند در واقع از آن عروس هستند. همچنین هزینه ولیمه عروسى و مخارج جشن بر عهده پدر داماد مى‏باشد ولى این هزینه‏ ها، جز مهریه به حساب نمى ‏آیند.

دوران نامزدى:

بعد از مراسم »خبر جنى« و دادن شیربها »نشانه‏ ها« پسر و دختر رسماً نامزد یکدیگر مى ‏شوند و دوران نامزدى آنها آغاز مى ‏شود. دوران نامزدى ممکن است گاه تا چندسال و یا چند ماه و یا یک هفته طول بکشد. در این مدت معمولاً ۵۰ درصد از احتیاجات دختر از قبیل کفش و لباس و … را باید خانواده پسر تأمین نمایند. اما آنچه که در دوران نامزدى بلوچها قابل توجه مى ‏باشد، عدم دیدار دختر و پسر مى ‏باشد یعنى آنها حق ندارند که در این دوران با همدیگر نشسته و صحبت کنند. گویى این دیدار و صحبت کردن پسر و دختر نوعى گناه محسوب مى ‏شود. و اگر چنانچه در نزد کسى این کار صورت گیرد، بقیه خانواده‏ ها آنها را مورد طعن و سرزنش قرار مى‏دهند. البته در حال حاضر این جریان تا حدودى کم‏رنگ شده است.

مراسم عروسى:

دعوت دادن:

در منطقه سرباز، اغلب در روز دوشنبه چند نفر زن از بستگان عروس و داماد، بعد از نماز ظهر پیش اهالى روستا رفته و زنان روستا را دعوت مى‏کنند که عروسى دختر فلان کس است و از شما دعوت به عمل آورده که در این مراسم شرکت کنید لذا در شب دوشنبه زنان در خانه پدر و مادر داماد گرد مى ‏آیند و نوازندگان که از طایفه نوکر هستند، ترانه ‏هاى شادى را که در محل »نازینک« نامیده مى‏شوند، سر مى ‏دهند و به شادى مى ‏پردازند. دعوت دادن زنان روستاهاى دیگر بدین صورت است که در روزهاى چهارشنبه و پنج‏شنبه دو یا سه نفر زن به روستاهاى اطراف مى ‏روند و خویشان و آشنایان خود را دعوت مى‏کنند که در شب پنج‏شنبه در مراسم عروسى شرکت کنند. دعوت مردان خود روستا بدین‏ترتیب است که به تمامى خانه‏ هاى روستا سر مى ‏زند و با صداى بلند مى ‏گوید که امشب جشن عروسى پسر فلانى است و از شما دعوت به عمل آورده که شرکت کنید. اما مردان روستاها و شهرهاى دیگر را با فرستادن کارت دعوت مى ‏کنند.

بستن حجله یا جُل:

صبح سه ‏شنبه یک رأس بز نر در خانه پدر عروس مى‏ کشند و با گوشت آن برنج خورشتى درست مى ‏کنند و به مدعوین نهار مى ‏دهند و بعد از خوردن نهار و معمولاً در ساعت ۳ در حالیکه نوازندگان با شدت هرچه تمامتر طبل و دُهل مى ‏زنند و نازینک مى ‏خوانند، عروس را که در لهجه محلى به او »بانور« مى ‏گویند در گوشه ‏اى از اتاق مى ‏نشانند و جُل را که معمولاً یک پتو و یا ملحفه ‏اى است، مى ‏بندند. بعد از اینکه جُل را بستند، لباسهایى را که پدر و مادر داماد (که معمولاً نزدیک به ۳۰ یا ۴۰ جفت هستند) به عروس داده ‏اند، را از صندوق بیرون مى ‏آوردند تا تمامى زنها آنها را ببینند. ولى در این شب دست و پاى عروس را حنا نمى ‏بندند اما جشن و پایکوبى و رقص همچنان ادامه دارد.

مراسم حنابندان یا شب دُزّکى:

در شب چهارشنبه در حالیکه جشن و سرور و پایکوبى همچنان ادامه دارد، دست و پاهاى داماد  را که در لهجه محلى به او »سالُونْک« مى‏گویند، را در خانه خودش حنا مى ‏بندند که اوج شادى در همین لحظه جریان دارد، و نوازندگان با شدت هرچه تمامتر به طبل یا دُهُل مى ‏کوبند. در این هنگام داماد را روى یک چهارپایى یا تخت مى ‏نشانند بطوریکه پاهاى او از چهارپایى آویزان باشند. در حین حنابستن دست و پاهاى داماد، آشنایان عروس و داماد که در کنار تخت حضور دارند، پولهایى را بر سر و روى داماد مى ‏گیرند که این پولها را نوازندگان جمع مى ‏کنند. عین همین مراسم در خانه عروس نیز جریان دارد ولى بر خلاف داماد، عروس را بر روى تخت نمى ‏نشانند بلکه او را در پشت همان جُل بر روى یک لحاف مى ‏خوابانند و زیر پاهاى او یک بالشت مى‏گذارند و خواهر یا مادراو، دست و پاهاى او را حنا مى‏بندد. در مراسم حنابندان معمولاً نوازندگان این نازینک را بیشتر تکرار مى ‏کنند که »داماد یا عروس حنابندان است و مادر و پدرش شادمان هستند« به هر حال در این شب که به شب دُزوکى شهرت دارد، تا نزدیکى سحر، جشن و پایکوبى ادامه دارد.

شب عروسى یا شب راستگى:

در اوایل صبح پنج‏شنبه معمولاً در نزدیکى مجلس یا دیوان مردان، نزدیک به ۱۰ یا ۲۰ بز نر و ماده و یا یکى دو گاو مى ‏کشند. قصابها گوشتها را تکه تکه مى ‏کنند و از ساعت ۲ به بعد آشپزها کار خودشان را آغاز مى ‏کنند و تا ساعت ۸ شب خوراک مدعوین، چه زن و چه مرد را فراهم مى ‏آورند. در هنگام عصر، زنان حناهاى زیادى را مى ‏کوبند و به هر خانه ‏اى در روستا مقدارى حنا مى ‏فرستند و در این روز تمامى دعوت‏شدگان، چه از خود روستا و چه از روستاهاى دیگر به خانه داماد یا عروس گرد مى ‏آیند و معمولاً  بعد از نماز عشاء، شام را به مهمانان مى ‏دهند. بعد از خوردن شام، معمولاً در دیوان مردان دو نفر مى ‏گردند و نات »کمک مالى« را جمع ‏آورى مى‏کنند و هرکس به تناسب مالى خودش مبلغى پول مى ‏دهد. در این شب نیز دست و پاهاى داماد و عروس را حنا مى ‏بندند و از آنجا که در این شب برخلاف شبهاى دیگر، دیوان یا مجلس مردان نیز وجود دارد، پس از اینکه دست و پاهاى داماد را حنا بستند، او را به دیوان مردان مى ‏آوردند و شاعر به محض دیدن داماد، شعرهایى را در وصف او مى ‏خواند و در این هنگام اطرافیان داماد پولهایى را بر سر او مى‏گیرند که این پولها را رقاص شاعر جمع ‏آورى مى ‏کند و در این شب جشن تا صبح ادامه دارد.

مراسم استحمام یا کورگان:

روز جمعه بعد از خوردن نهار و معمولاً ساعت ۲ بعداز ظهر، داماد را به مظهر قنات یا چشمه یا رودخانه مى‏برند. در مسیر راه نوازندگان نارینک‏هاى شادى را سر مى‏دهند و مى ‏گویند »داماد را سر آب مى ‏بریم و سرو جانش را مى ‏شوئیم و داماد ما یک دلبر است او را سر حمام مى ‏بریم«. بعد از رسیدن به قنات یا چشمه و رودخانه، لباسهاى داماد را از تنش بیرون آورده و یکى از نزدیکان داماد و یا یک نوکر بدنش را صابون مى ‏مالد و در این هنگام نوازندگان به نواختن طبل و خواندن نازینک مشغول هستند. پس از استحمام داماد و پوشیدن لباسهایش به چند روستاى اطراف نیز مى ‏روند و آنگاه به روستا باز مى ‏گردند.

مراسم نکاح: بعد از رسیدن به روستا، به خانه و یا به مسجد مى ‏روند. مولوى محله یا روستا حاضر شده و دو نفر را نزد عروس مى ‏فرستند تا رضایت او را جویا شده و او وکیل خود را معرفى نماید. معمولاً عروس، پدر یا عموى خودش را به عنوان وکیل انتخاب مى ‏کند. خلاصه اینکه داماد در مقابل مولوى مى ‏نشیند. قبل از خطبه عقد، مولوى مشخصات سجلى عروس را مى ‏خواند و خطاب به داماد مى‏گوید که او را با این مقدار مهریه به زنى شما در آوردم، آیا قبول دارى؟ داماد در جواب مى ‏گوید: قبول کردم. آنگاه رو به وکیل عروس، بعد از خواندن مشخصات سجلى داماد، مى‏ گوید: که آیا دختر را با این مقدار مهریه به زنى داماد دادى و بخشیدى؟ وکیل در جواب مى ‏گوید: دادم و بخشیدم. آنگاه مولوى دست راست داماد را در دست گرفته و خطبه نکاح را مى ‏خواند و سپس همه حاضرین براى سلامتى و خوشبختى عروس و داماد، دعا مى ‏کنند و بعد از نکاح شیرینى یا غذایى مى ‏خورند.

مراسم شب زفاف:

بعد از نکاح و نزدیکى غروب، داماد را در حالیکه پدر و برادر یا دو نفر از نزدیکان او، دو دستش را گرفته‏ اند، به سوى خانه عروس مى‏برند. در مسیر راه نوازندگان به رقاصى و پایکوبى مى‏پردازند. زمانیکه به در خانه عروس مى ‏رسند، یکى از نوکرها یا نوازندگان جلوى در را سد مى ‏کند و از داماد هدیه‏ اى به عنوان دربانى مى ‏گیرد که در اصطلاح محلى به این دربانى »لُوگ دَپدارى« مى ‏گویند. و داماد هم مبلغى به او مى‏ دهد و او درب را باز مى‏ کند ضمناً نازینکى را که در این هنگام نوازندگان مى ‏خوانند این است »داماد آمد کاخ یا کلات را گرفت« پس از ورود به خانه، داماد ابتدا دو رکعت نماز نفل مستحب مى ‏خواند و بعد از آن در کنار عروس که قبلا او را آرایش داده ‏اند، بر روى تخت مى ‏نشیند و زانوى خود را روى زانوى عروس مى ‏گذارد. در این هنگام یک نفر از بستگان سر عروس و داماد را سه بار به هم مى ‏زند تا همسر شوند. و زنى که عروس را آرایش کرده است صورت وى را مى ‏پوشاند و هدیه‏اى را به عنوان »حَق دیمدارى« از داماد مى ‏خواهد و داماد نیز ناچاراً مبلغى به او مى ‏دهد و او صورت عروس را عیان مى ‏کند. در این زمان در دامان داماد یک پسربچه ‏اى مى ‏نشانند به نیّت اینکه اولین بچه آنها پسر باشد. و در بعضى از روستاها به داماد یک لیوان شیر یا نوشابه میدهند که او مقدارى را خورده و باقیمانده را به عروس مى خوراند. بعد از یک ساعت حضّار از خانه بیرون مى‏روند و عروس وداماد را تنها مى ‏گذارند.

مراسم مبارکى:

سر صبح شنبه، بعد از صرف صبحانه، خویشان و نزدیکان عروس و داماد به تدریج و اندک اندک به اتاقى که عروس و داماد در آن هستند، مى ‏روند و دست خود را به پشت عروس و داماد مى‏زنند و مى ‏گویند مبارک بادا، مبارک‏بادا. و بعد از آن سکه بر سر و روى داماد و عروس مى‏ریزند که کودکان این سکه ‏ها را جمع مى ‏کنند و بعد از این مراسم، مراسم عروسى تمام مى ‏شود.

دعوت از عروس و داماد:

بعد از مراسم مبارکى، ابتدا تمامى خویشان و نزدیکان عروس و داماد که در همان روستا هستند، شام یا ناهار آن دو را به نوبت و بر اساس اطلاع قبلى به خانه آن‏ها مى ‏رسانند. اما اگر چنانچه آنها داراى خویشان نزدیکى در روستاهاى دیگرى باشند، بعد از چند روز، از عروس و داماد دعوت به عمل مى ‏آورند. لازم به توضیح است که در منطقه سرباز معمولاً پسران و دختران در انتخاب همسر آینده خود تقریباً هیچ نقشى ندارند، به محض اینکه پسران به سن بلوغ برسند، والدین دست به کار مى ‏شوند و دخترى براى او انتخاب مى ‏کنند و دختران نیز در صورتیکه پدرانشان راضى باشند هیچ نقشى ندارند و مطیع والدین خود هستند و در واقع رضاى آنها رضاى والدین آنها مى ‏باشد. ولى امروزه به علت رشد فرهنگى و گسترش ارتباطات، پسران و دختران نقش فعالترى در زمینه همسر گزینى دارند. در ضمن هم اکنون در بسیارى از روستاها در هنگام عروسى از طبل و رقص و پایکوبى خبرى نیست، بلکه اغلب یک مولوى مى ‏آورند که سخنرانى و وعظ مى ‏کند. نکته جالب در عروسى بلوچها این است که با وجود آنکه تمامى مخارج عروسى بر عهده داماد است، امّا داماد را به نزد عروس مى ‏برند.

 

 

خواستگارى:

   وقتى که پسر، دخترى را در نظر گرفت یا مادر یا خواهر و یا پدر، دخترى را به پسر پیشنهاد کردند، در صورت قبول پسر، خود پدر و یا یکى از عموهاى او به نزد پدر دختر رفته و بعد از اندکى نشستن و گپ زدن، سر صحبت با پدر دختر باز مى‏کند و مى ‏گوید که شما پسر مرا به عنوان بنده و کوچک خودتان قبول کنید. پدر دختر هم براى جواب دادن چند روز مهلت مى ‏خواهد. و در این چند روز، نظر عموهاى دختر و خویشان و اقوام خود را در این مورد جویا مى‏شود و از خود دختر هم نظر خواهى مى‏کند. چنانچه آنها نیز جواب مثبت دادند، پدر دختر، جواب را به والدین پسر اعلام مى‏دارد.لذا آنها یک روز و یا شبى را به عنوان مراسم (خبرجنى) تعیین مى ‏کنند.

 

مهریه (جهاز):

   در مراسم (خَبرجَنى) اقوام و خویشان پسر و دختر جمع مى‏شوند و در مورد جِهاز یا مهریه گفتگو مى‏پردازند. تعداد پولى که به عنوان مهریه تعیین مى‏شود، در میان طوایف مختلف بلوچ، متفاوت است و براساس توانایى مالى پدر پسر مى‏باشد و مقدار مهریه ممکن است در بعضى از طوایف به ۳۰ مثقال و یا ۵۰ مثقال یا حتى ۱۵۰ مثقال طلا هم برسد و معمولاً چند نخل خرما و چند قطعه زمین مزورعى را نیز به عنوان مهریه تعیین مى ‏کنند. در ضمن در همین مراسم نیز پدر پسر معمولاً ۱۰۰ هزارتومان یا کمتر و بیشتر به عنوان نِشانه (شیربها) به پدر دختر مى‏دهد که این پولها صرف خرید وسایلى نظیر وسایل آرایشى، کفش – دمپایى … براى عروس مى ‏شوند در واقع از آن عروس هستند. همچنین هزینه ولیمه عروسى و مخارج جشن بر عهده پدر داماد مى‏باشد ولى این هزینه‏ ها، جز مهریه به حساب نمى ‏آیند.

 

دوران نامزدى:

 بعد از مراسم »خبر جنى« و دادن شیربها »نشانه‏ ها« پسر و دختر رسماً نامزد یکدیگر مى ‏شوند و دوران نامزدى آنها آغاز مى ‏شود. دوران نامزدى ممکن است گاه تا چندسال و یا چند ماه و یا یک هفته طول بکشد. در این مدت معمولاً ۵۰ درصد از احتیاجات دختر از قبیل کفش و لباس و … را باید خانواده پسر تأمین نمایند. اما آنچه که در دوران نامزدى بلوچها قابل توجه مى ‏باشد، عدم دیدار دختر و پسر مى ‏باشد یعنى آنها حق ندارند که در این دوران با همدیگر نشسته و صحبت کنند. گویى این دیدار و صحبت کردن پسر و دختر نوعى گناه محسوب مى ‏شود. و اگر چنانچه در نزد کسى این کار صورت گیرد، بقیه خانواده‏ ها آنها را مورد طعن و سرزنش قرار مى‏دهند. البته در حال حاضر این جریان تا حدودى کم‏رنگ شده است.

 

مراسم عروسى:

دعوت دادن:

 در منطقه سرباز، اغلب در روز دوشنبه چند نفر زن از بستگان عروس و داماد، بعد از نماز ظهر پیش اهالى روستا رفته و زنان روستا را دعوت مى‏کنند که عروسى دختر فلان کس است و از شما دعوت به عمل آورده که در این مراسم شرکت کنید لذا در شب دوشنبه زنان در خانه پدر و مادر داماد گرد مى ‏آیند و نوازندگان که از طایفه نوکر هستند، ترانه ‏هاى شادى را که در محل »نازینک« نامیده مى‏شوند، سر مى ‏دهند و به شادى مى ‏پردازند. دعوت دادن زنان روستاهاى دیگر بدین صورت است که در روزهاى چهارشنبه و پنج‏شنبه دو یا سه نفر زن به روستاهاى اطراف مى ‏روند و خویشان و آشنایان خود را دعوت مى‏کنند که در شب پنج‏شنبه در مراسم عروسى شرکت کنند. دعوت مردان خود روستا بدین‏ترتیب است که به تمامى خانه‏ هاى روستا سر مى ‏زند و با صداى بلند مى ‏گوید که امشب جشن عروسى پسر فلانى است و از شما دعوت به عمل آورده که شرکت کنید. اما مردان روستاها و شهرهاى دیگر را با فرستادن کارت دعوت مى ‏کنند.

 

بستن حجله یا جُل:

صبح سه ‏شنبه یک رأس بز نر در خانه پدر عروس مى‏ کشند و با گوشت آن برنج خورشتى درست مى ‏کنند و به مدعوین نهار مى ‏دهند و بعد از خوردن نهار و معمولاً در ساعت ۳ در حالیکه نوازندگان با شدت هرچه تمامتر طبل و دُهل مى ‏زنند و نازینک مى ‏خوانند، عروس را که در لهجه محلى به او »بانور« مى ‏گویند در گوشه ‏اى از اتاق مى ‏نشانند و جُل را که معمولاً یک پتو و یا ملحفه ‏اى است، مى ‏بندند. بعد از اینکه جُل را بستند، لباسهایى را که پدر و مادر داماد (که معمولاً نزدیک به ۳۰ یا ۴۰ جفت هستند) به عروس داده ‏اند، را از صندوق بیرون مى ‏آوردند تا تمامى زنها آنها را ببینند. ولى در این شب دست و پاى عروس را حنا نمى ‏بندند اما جشن و پایکوبى و رقص همچنان ادامه دارد.

 

مراسم حنابندان یا شب دُزّکى:

 در شب چهارشنبه در حالیکه جشن و سرور و پایکوبى همچنان ادامه دارد، دست و پاهاى داماد  را که در لهجه محلى به او »سالُونْک« مى‏گویند، را در خانه خودش حنا مى ‏بندند که اوج شادى در همین لحظه جریان دارد، و نوازندگان با شدت هرچه تمامتر به طبل یا دُهُل مى ‏کوبند. در این هنگام داماد را روى یک چهارپایى یا تخت مى ‏نشانند بطوریکه پاهاى او از چهارپایى آویزان باشند. در حین حنابستن دست و پاهاى داماد، آشنایان عروس و داماد که در کنار تخت حضور دارند، پولهایى را بر سر و روى داماد مى ‏گیرند که این پولها را نوازندگان جمع مى ‏کنند. عین همین مراسم در خانه عروس نیز جریان دارد ولى بر خلاف داماد، عروس را بر روى تخت نمى ‏نشانند بلکه او را در پشت همان جُل بر روى یک لحاف مى ‏خوابانند و زیر پاهاى او یک بالشت مى‏گذارند و خواهر یا مادراو، دست و پاهاى او را حنا مى‏بندد. در مراسم حنابندان معمولاً نوازندگان این نازینک را بیشتر تکرار مى ‏کنند که »داماد یا عروس حنابندان است و مادر و پدرش شادمان هستند« به هر حال در این شب که به شب دُزوکى شهرت دارد، تا نزدیکى سحر، جشن و پایکوبى ادامه دارد.

 

شب عروسى یا شب راستگى:

 در اوایل صبح پنج‏شنبه معمولاً در نزدیکى مجلس یا دیوان مردان، نزدیک به ۱۰ یا ۲۰ بز نر و ماده و یا یکى دو گاو مى ‏کشند. قصابها گوشتها را تکه تکه مى ‏کنند و از ساعت ۲ به بعد آشپزها کار خودشان را آغاز مى ‏کنند و تا ساعت ۸ شب خوراک مدعوین، چه زن و چه مرد را فراهم مى ‏آورند. در هنگام عصر، زنان حناهاى زیادى را مى ‏کوبند و به هر خانه ‏اى در روستا مقدارى حنا مى ‏فرستند و در این روز تمامى دعوت‏شدگان، چه از خود روستا و چه از روستاهاى دیگر به خانه داماد یا عروس گرد مى ‏آیند و معمولاً  بعد از نماز عشاء، شام را به مهمانان مى ‏دهند. بعد از خوردن شام، معمولاً در دیوان مردان دو نفر مى ‏گردند و نات »کمک مالى« را جمع ‏آورى مى‏کنند و هرکس به تناسب مالى خودش مبلغى پول مى ‏دهد. در این شب نیز دست و پاهاى داماد و عروس را حنا مى ‏بندند و از آنجا که در این شب برخلاف شبهاى دیگر، دیوان یا مجلس مردان نیز وجود دارد، پس از اینکه دست و پاهاى داماد را حنا بستند، او را به دیوان مردان مى ‏آوردند و شاعر به محض دیدن داماد، شعرهایى را در وصف او مى ‏خواند و در این هنگام اطرافیان داماد پولهایى را بر سر او مى‏گیرند که این پولها را رقاص شاعر جمع ‏آورى مى ‏کند و در این شب جشن تا صبح ادامه دارد.

 

مراسم استحمام یا کورگان:

 روز جمعه بعد از خوردن نهار و معمولاً ساعت ۲ بعداز ظهر، داماد را به مظهر قنات یا چشمه یا رودخانه مى‏برند. در مسیر راه نوازندگان نارینک‏هاى شادى را سر مى‏دهند و مى ‏گویند »داماد را سر آب مى ‏بریم و سرو جانش را مى ‏شوئیم و داماد ما یک دلبر است او را سر حمام مى ‏بریم«. بعد از رسیدن به قنات یا چشمه و رودخانه، لباسهاى داماد را از تنش بیرون آورده و یکى از نزدیکان داماد و یا یک نوکر بدنش را صابون مى ‏مالد و در این هنگام نوازندگان به نواختن طبل و خواندن نازینک مشغول هستند. پس از استحمام داماد و پوشیدن لباسهایش به چند روستاى اطراف نیز مى ‏روند و آنگاه به روستا باز مى ‏گردند.

مراسم نکاح: بعد از رسیدن به روستا، به خانه و یا به مسجد مى ‏روند. مولوى محله یا روستا حاضر شده و دو نفر را نزد عروس مى ‏فرستند تا رضایت او را جویا شده و او وکیل خود را معرفى نماید. معمولاً عروس، پدر یا عموى خودش را به عنوان وکیل انتخاب مى ‏کند. خلاصه اینکه داماد در مقابل مولوى مى ‏نشیند. قبل از خطبه عقد، مولوى مشخصات سجلى عروس را مى ‏خواند و خطاب به داماد مى‏گوید که او را با این مقدار مهریه به زنى شما در آوردم، آیا قبول دارى؟ داماد در جواب مى ‏گوید: قبول کردم. آنگاه رو به وکیل عروس، بعد از خواندن مشخصات سجلى داماد، مى‏ گوید: که آیا دختر را با این مقدار مهریه به زنى داماد دادى و بخشیدى؟ وکیل در جواب مى ‏گوید: دادم و بخشیدم. آنگاه مولوى دست راست داماد را در دست گرفته و خطبه نکاح را مى ‏خواند و سپس همه حاضرین براى سلامتى و خوشبختى عروس و داماد، دعا مى ‏کنند و بعد از نکاح شیرینى یا غذایى مى ‏خورند.

 

مراسم شب زفاف:

بعد از نکاح و نزدیکى غروب، داماد را در حالیکه پدر و برادر یا دو نفر از نزدیکان او، دو دستش را گرفته‏ اند، به سوى خانه عروس مى‏برند. در مسیر راه نوازندگان به رقاصى و پایکوبى مى‏پردازند. زمانیکه به در خانه عروس مى ‏رسند، یکى از نوکرها یا نوازندگان جلوى در را سد مى ‏کند و از داماد هدیه‏ اى به عنوان دربانى مى ‏گیرد که در اصطلاح محلى به این دربانى »لُوگ دَپدارى« مى ‏گویند. و داماد هم مبلغى به او مى‏ دهد و او درب را باز مى‏ کند ضمناً نازینکى را که در این هنگام نوازندگان مى ‏خوانند این است »داماد آمد کاخ یا کلات را گرفت« پس از ورود به خانه، داماد ابتدا دو رکعت نماز نفل مستحب مى ‏خواند و بعد از آن در کنار عروس که قبلا او را آرایش داده ‏اند، بر روى تخت مى ‏نشیند و زانوى خود را روى زانوى عروس مى ‏گذارد. در این هنگام یک نفر از بستگان سر عروس و داماد را سه بار به هم مى ‏زند تا همسر شوند. و زنى که عروس را آرایش کرده است صورت وى را مى ‏پوشاند و هدیه‏اى را به عنوان »حَق دیمدارى« از داماد مى ‏خواهد و داماد نیز ناچاراً مبلغى به او مى ‏دهد و او صورت عروس را عیان مى ‏کند. در این زمان در دامان داماد یک پسربچه ‏اى مى ‏نشانند به نیّت اینکه اولین بچه آنها پسر باشد. و در بعضى از روستاها به داماد یک لیوان شیر یا نوشابه میدهند که او مقدارى را خورده و باقیمانده را به عروس مى خوراند. بعد از یک ساعت حضّار از خانه بیرون مى‏روند و عروس وداماد را تنها مى ‏گذارند.

 

مراسم مبارکى:

 سر صبح شنبه، بعد از صرف صبحانه، خویشان و نزدیکان عروس و داماد به تدریج و اندک اندک به اتاقى که عروس و داماد در آن هستند، مى ‏روند و دست خود را به پشت عروس و داماد مى‏زنند و مى ‏گویند مبارک بادا، مبارک‏بادا. و بعد از آن سکه بر سر و روى داماد و عروس مى‏ریزند که کودکان این سکه ‏ها را جمع مى ‏کنند و بعد از این مراسم، مراسم عروسى تمام مى ‏شود.

 

دعوت از عروس و داماد:

 بعد از مراسم مبارکى، ابتدا تمامى خویشان و نزدیکان عروس و داماد که در همان روستا هستند، شام یا ناهار آن دو را به نوبت و بر اساس اطلاع قبلى به خانه آن‏ها مى ‏رسانند. اما اگر چنانچه آنها داراى خویشان نزدیکى در روستاهاى دیگرى باشند، بعد از چند روز، از عروس و داماد دعوت به عمل مى ‏آورند. لازم به توضیح است که در منطقه سرباز معمولاً پسران و دختران در انتخاب همسر آینده خود تقریباً هیچ نقشى ندارند، به محض اینکه پسران به سن بلوغ برسند، والدین دست به کار مى ‏شوند و دخترى براى او انتخاب مى ‏کنند و دختران نیز در صورتیکه پدرانشان راضى باشند هیچ نقشى ندارند و مطیع والدین خود هستند و در واقع رضاى آنها رضاى والدین آنها مى ‏باشد. ولى امروزه به علت رشد فرهنگى و گسترش ارتباطات، پسران و دختران نقش فعالترى در زمینه همسر گزینى دارند. در ضمن هم اکنون در بسیارى از روستاها در هنگام عروسى از طبل و رقص و پایکوبى خبرى نیست، بلکه اغلب یک مولوى مى ‏آورند که سخنرانى و وعظ مى ‏کند. نکته جالب در عروسى بلوچها این است که با وجود آنکه تمامى مخارج عروسى بر عهده داماد است، امّا داماد را به نزد عروس مى ‏برند.

 

 

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 9:49 ] [ محمد اربابی ] [ ]

گالری موسیقی آنلاین بلوچستان


گالری موسیقی آنلاین بلوچستان ردیف نام خواننده، نام موسیقی نوع موسیقی گوش دهید ۱ استاد اسپندار {دونلی} دونلی   2 الله نظر {اول گومن اشکے کرته} پاپ 3 الله نظر {زهرا} پاپ   4 الله نظر {گل زاده} پاپ   5 الله نظر {نے دیما هوشتاتے} پاپ 6 حسین زاهدانی {موسوم بهارنت} سنتی 7 حسین زاهدانی {الله که دل نے سوچیت} لیکو 8 حسین زاهدانی {آه کپوت سبزیں} لیکو 9 حسین زاهدانی {بیا برون لوگے} لیکو 10 حسین زاهدانی {دل گرفتارنت} لیکو 11 حسین زاهدانی {یا خداوندا ته بکن کاره} لیکو 12 خدامراد {وجنن لیکوئے} لیکو 13 رستم میرلاشاری {نازینا بلوچانا} سنتی 14 رستم میرلاشاری و گروه پادیک {نوروز} سنتی 15 رستم میرلاشاری و گروه پادیک {بهارکیت پدا} سنتی 16 دین محمد زنگشاهی {بهار} سنتی 17 دین محمد زنگشاهی {پت و براسان} سنتی 18 دین محمد زنگشاهی {حضرت عشک} سنتی 19 دین محمد زنگشاهی {سرود خاش} سنتی 20 دین محمد زنگشاهی {سرود سراوان} سنتی 21 دین محمد زنگشاهی {شوشکو جان} سنتی 22 دین محمد زنگشاهی {کپوتان} سنتی 23 دین محمد زنگشاهی {گل ان موسم} سنتی 24 دین محمد زنگشاهی {من عذاب} سنتی 25 سعید برهانزهی {جے بلوچستان} سنتی 26 سعید برهانزهی {زینت} سنتی 27 سعید برهانزهی {لاشار} سنتی 28 سعید برهانزهی {ماه گل} سنتی 29 سعید برهانزهی {شیرین پیغام} لیکو 30 ظاهر بلوچ {شه روچا روچ سوج کن} سنتی 31 عظیم سر افراز {رفتوں دبے} پاپ 32 غلام {ته گومن کولو کسم کن} سنتی 33 غلام {هو کپوت سبزیں} سنتی 34 گروه تک توار {دل} رپ 35 گروه تک توار {لاشار} رپ 36 گروه رستاک {مروچان} سنتی 37 ماشاءالله بامری {موسم بهار} سنتی 38 محمداسحاق بلوچ نسب {جان شوک توچے زانے} سنتی 39 ملا کمال خان هوت {دادشاه} سنتی 40 ملا کمال خان هوت {مکُران} سنتی 41   ناشناس۱ {منے باگو چمن بوستان} سنتی 42 ناشناس۲ {جان شوک تو چی زانی} سنتی 43 ناشناس۳ {سالوجومله مله لونگے واجه} سنتی 44 ناشناس۴ {دگه دگه نے گپے} رپ 45 ناشناس۵ {ٹپی انت تی اقبال} پاپ 46 ناشناس۵ {مروچے فکری هون} پاپ 47 ناشناس۵ {هو جنیک} پاپ 48 نذیر {اے عید روچ خوشیه} سنتی 49 نذیر {چم تے خمارنت} سنتی 50 نذیر {عید روچ انت} لیکو
[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 8:27 ] [ محمد اربابی ] [ ]

رقص محلی بلوچی

همه اقوام در ایران رقص مخصوص به خود را دارند بلوچ ها نیز دارای رقصی هستند که قدمت طولانی دارد و هزاران سال پیش بعد مردان و زنان در کنار هم جمع می شدند و این رقص را انجام می دادند.

رقص بلوچی بر گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که هر کدام در مناسبت ویژه‌ای به اجرا گذاشته می‌شوند؛ در یک تقسیم بندی می‌توان رقص بلوچی را به دو نوع مردانه و زنانه تقسیم بندی کرد (اگرچه این رقص‌ها در گذشته به صورت گروهی مرد و زن نیز اجرا می‌شده‌اند).

از انواع رقص زنانه بلوچی می‌توان به رقص چاپی اشاره کرد که صورت ویژه آن کوبیدن متناوب پا بر زمین به دنبال ضرب‌های مشخص ساز دایره می‌باشد.

در میان رقص‌های مردانه بلوچ نیز می‌توان به رقص شمشیر و یا صورت ساده تر آن یعنی رقص چوب اشاره کرد که به همراه دهل و ساز (به زبان بلوچی دول و ساز) اجرا می‌شوند.

رقص بلوچی آمیزه‌ای است از حرکات ریتمیک دستان رنانی که پر از النگوهای نقره‌ای است. همانند آنچه که در دوره پهلوی در ایران و توسط گروهای فلکلور رایج بوده است.

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 8:9 ] [ محمد اربابی ] [ ]

ضرب المثل های بلوچی

هر قوم و ملتی در ایران و در هر کجای دنیا میان خود ضرب المثل های بخصوصی دارد که مجموعه ای از دنیای ضرب المثل های بلوچی را برای شما برگزیدم که امیدوارم کمال استفاده را از این ضرب المثل ها ببرید.

۱-هشتر که نجو کیت ، کونڈے نبرانت
معنی فارسی:
کسی که به انجام کاری رغبت ندارد، نباید با توسل به زور او را وادار به انجام آن کار کرد

۲-سانگ ؤ بند ، لانک ؤ بند
معنی فارسی:
با هرکس وصلت کردی ، در روزهای سخت باید به یاری اش بشتابی

۳-هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند

۴-تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی:
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی

۵-هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند

۶-تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی:
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی

۷-پشتی په کوها جتگ
معنی فارسی:
دارای پشتیبان بسیار قوی است

۸-ما په ستک تو په رپک
معنی فارسی:
ما صداقت داریم ولی تو آب زیر کاه هستی

۹-لاپ په آپ برءَ نبیت
معنی فارسی:
فکر نان کن که خربزه آب است.

۱۰-ریش وتی دست ءَ سپه دارنت
معنی فارسی:
طوری رفتار نکن که آبرویت بریزد

۱۱-هر مبے جهل ءَ مچار ، هشتر ببے دیرءِ بچار
معنی فارسی:
مانند الاغ جلوی پایت را نگاه نکن ، مانند شتر باش و دور دست را بنگر (یا ، در انجام امور روزمره عاقبت اندیش و حسابگر باش)

۱۲- دپ پلیں بهار گاهے
معنی فارسی:
آدم خود ستایی است

۱۳- پیر بیتے ، میر نبیتے
معنی فارسی:
علی رغم سن زیادی که داری ، باز هم رفتار و کردار کودکانه ای داری

۱۴- زامات که نوک انت ، وسیگ گنوک انت رند چه شش ماهءَ ، وسیگ رﮢوک انت

معنی فارسی:
مادر زن در شش ماه اول دامادش را بسیار دوست دارد ولی پس از گذشت شش ماه غر و لندش شروع می شود

۱۵- دروگ په مردآ عیبنت
معنی فارسی:دروغ برای مرد عیب است

۱۶-مردآ سر بروت و قول مروت
معنی فارسی:
سر انسان برود، قولش نرود

۱۷- جوهر بلوچ آغیرتینت
معنی فارسی:
اصل بلوچ، غیرت و همت است

۱۸- مرد په نام مریت نامرد په نان
معنی فارسی:
جوانمرد برای نام خود می‏میرد و ناجوانمرد برای نان

۱۹- په هما کسءَ بمر که په تو تپءَ کنت
معنی فارسی:
برای آن کس بمیر که برای تو تبش کند

۲۰- ماهونت که شاهونت
معنی فارسی:
با بودن ماهو(زن) است که شاهو (مرد) به زندگیش می نازد
این مثل در بیان اهمیت و نقش زنان در موفقیت و خوشبختی مردان است، که مرد اگر زن شایسته و لایقی نداشته باشد خوشنام و آبرومند نمی شود.

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 7:59 ] [ محمد اربابی ] [ ]

رقص محلی بلوچی

ردیف نام طایفه توضیحات
۱ ارباب
۲ اسماعیل زهی
۳ امراء
۴ ایرندگانی
۵ ایزدپناه
۶ بادپا – صابرو
۷ باران زهی
۸ بارانی
۹ باجیزهی
۱۰ بارکزهی
۱۱ بامری
۱۲ براهویی
۱۳ بلوچ زهی
۱۴ بلیده ای
۱۵ پیام
۱۶ جدگال
۱۷ جمشید زهی
۱۸ حسن زهی
۱۹ حسین زهی
۲۰ حسین بر
۲۱ دادگر
۲۲ دامنی
۲۳ داودی
۲۴ درازهی
۲۵ دهواری
۲۶ رئیسی
۲۷ رخشانی
۲۸ رودینی
۲۹ ریگی
۳۰ سابکزهی
۳۱ سارانی
۳۲ سالارزهی
۳۳ سپاهی
۳۴ سراوانی
۳۵ سنجرانی
۳۶ شاهوزهی
۳۷ شنبه زهی
۳۸ شه بخش
۳۹ شهلی بر
۴۰ شهنوازی
۴۱ شیخ حسینی
۴۲ شیخ زاده
۴۳ شیرانی
۴۴ شیرخان زهی
۴۵ صفر زهی
۴۶ عمرزهی
۴۷ عیسی زهی
۴۸ قنبرزهی
۴۹ قلندرزهی
۵۰ کبدانی
۵۱ کدخدایی
۵۲ کرد
۵۳ کهرازهی
۵۴ گرگیچ
۵۵ گمشادزهی
۵۶ لاشاری
۵۷ محمدی
۵۸ محمودزهی
۵۹ مرادزهی
۶۰ ملازهی
۶۱ ملک زاده
۶۲ میر
۶۳ میر بلوچ زهی
۶۴ میرمرادزهی
۶۵ نارویی
۶۶ نصرتی
۶۷ نعمت اللهی
۶۸ نهتانی
۶۹ نوتی زهی
۷۰ هاشمزهی
۷۱ یارمحمدزهی

همه اقوام در ایران رقص مخصوص به خود را دارند بلوچ ها نیز دارای رقصی هستند که قدمت طولانی دارد و هزاران سال پیش بعد مردان و زنان در کنار هم جمع می شدند و این رقص را انجام می دادند.

رقص بلوچی بر گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که هر کدام در مناسبت ویژه‌ای به اجرا گذاشته می‌شوند؛ در یک تقسیم بندی می‌توان رقص بلوچی را به دو نوع مردانه و زنانه تقسیم بندی کرد (اگرچه این رقص‌ها در گذشته به صورت گروهی مرد و زن نیز اجرا می‌شده‌اند).

از انواع رقص زنانه بلوچی می‌توان به رقص چاپی اشاره کرد که صورت ویژه آن کوبیدن متناوب پا بر زمین به دنبال ضرب‌های مشخص ساز دایره می‌باشد.

در میان رقص‌های مردانه بلوچ نیز می‌توان به رقص شمشیر و یا صورت ساده تر آن یعنی رقص چوب اشاره کرد که به همراه دهل و ساز (به زبان بلوچی دول و ساز) اجرا می‌شوند.

رقص بلوچی آمیزه‌ای است از حرکات ریتمیک دستان رنانی که پر از النگوهای نقره‌ای است. همانند آنچه که در دوره پهلوی در ایران و توسط گروهای فلکلور رایج بوده است.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:41 ] [ محمد اربابی ] [ ]

شهرهای بلوچستان

بلوچستان از ۱۱ شهرستان، ۲۹ شهر، ۳۳ بخش و ۸۴ دهستان تشکیل شده است. شهرستانها عبارتند از: ایرانشهر – چابهار – خاش – دلگان – زابلی – زاهدان – سراوان – سرباز – سیب سوران – کنارک – نیکشهر .

۱-   زاهدان:

بزرگترین شهر بلوچستان ایران است. بطور کلی طبق برآورد دکتر کرامت الله زیاری زاهدان دهمین کلانشهر بزرگ ایران است که به سرعت رشد می کند و جمعیتی بالغ بر یک میلیون ایرانی اکثرا بلوچ و شمار کثیری از مهاجران افغانی را در بر دارد. این شهر حدود ۳۹۵۲۱ کیلومتر مربع وسعت دارد. از شمال به کویر لوت و زابل از مشرق به مرزهای افغانستان و پاکستان از جنوب به شهرستان خاش و سراوان و ایرانشهر و از مغرب به شهرستان بم محدود می گردد. اختلاف ساعت آن با تهران ۳۶ دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۹۷ متر است. فاصله آن تا تهران ۱۶۱۷ چابهار ۷۵۶ ایرانشهر ۳۶۶ خاش ۱۹۵ میرجاوه ۸۴ زابل ۲۱۶ و نصرت آباد ۱۰۴ کیلومتر است. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محلی که اکنون زاهدان است چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی و سرمایه آنها در آنجا استراحت می کردند. این منطق که مملو از درختان گز بود دزد آب نام داشت. در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی یکی از ساکنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آنجا کاریزی احداث کرد که موجب رونق اندکی در آن گردید. پس از کشیده شدن راه آهن کویته به زاهدان همزمان با جنگ جهانی اول توسط انگلیس تجارت بین ایران و هند از همین نقطه شروع گردید. و شهر را رونقی صد چندان داد. و در زمان رضا شاه به پیشنهاد تیمسار امان الله جهانبانی به اسم زاهدان تغییر نام داد. این شهر دارای سه بخش  به نامهای مرکزی میرجاوه و نصرت آباد و ۶ دهستان به نامهای انده با وسعت ۱۱۹۰ لادیز ۲۴۲۷ شورو ۲۷۳۰ حرمک ۴۴۳۸ کورین ۸۱۹۳ حومه ۹۳۷ کیلومتر مربع است . سه نقطه شهری آن زاهدان میرجاوه و نصرت آباد هستند. از نقاط توریستی و دیدنی آن منطقه لادیز متعلق به دوره پارینه سنگی قلعه لادیز غار و آبشار لادیز پارک ملت زاهدان مجتمع تفریحی براسان باغ خانواده موزه مردم شناسی کتابخانه پروفسور کامبوزیا ساختمانهای قدیمی پست و دادگستری با معماری سبک هندی مسجد مکی بزرگترین مسجد اهل سنت در ایران  مسجد جامع و مساجد ریبای دیگرچهارراه رسولی و دیگر نقاط دیدنی هستند.

۲-   چابهار:

جنوبی ترین شهرستان بلوچستان است که در فاصله ۷۵۶ کیلو متری زاهدان قرار دارد. این شهر در زمانهای قدیم “  تیس” نام داشته که در حال حاضر خرابه های آن در ۵ کیلو متری چابهار امروزی به جای مانده است . بندر تیس در آن ایام اهمیت و اعتبار فراوان داشت و یکی از مراکز مهم تجاری کرانه های دریای عمان بود، ولی در قرن گذشته در اثر کم توجهی از رونق آن کاسته شد.  در سالهای پس از انقلاب به علل مختلف ، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت .اینک بندرچابهار اهمیت سوق الجیشی ممتازی دارد و در حال حاضر یکی از مناطق آزاد تجاری ایران محسوب می شود .  چابهار یکی از دیدنی ترین مناطق بلوچستان است.  سواحل زیبای دریای عمان و دریای بزرگ اسکله شهید بهشتی پزم گواتر گل فشان در کهیر  جنگل های حرا که گویی درختان سر بر آورده از آب هستند مقبره سید غلامرسول درخت کهن سال مکرزن غار تیس مقبره های باستانی چابهار که به چند هزار سال قبل تعلق دارند و کتیبه های کهن این شهر قلعه قدیمی تیس قلعه پرتغالی ها و نقاط دیدنی و سیاحتی بسیار فراوان دیگر.

-    جنگل ها و بیشه های دریایی: همانند سایر نقاط مشابه طبیعت چابهار در کنار دریا و بین دریا تا ساحل بسیار دیدنی است جنگل های دریایی در محل ریختن رودخانه ها به دریا یا مناطق دلتا بوجود می آیند. این جنگل ها در هنگام مد و بالا آمدن آب دریا همچون درختان بیرون زده از اب هستند و در هنگام  جزر تنه  آنها نیز از آب بیرون می آید و منظره دلپذیری بوجود می آورد. جنگل های حرا در چابهار بیش از ۲۰۰ هکتار وسعت دارند. این جنگل ها در حدود ۱۵۰ کیلومتری شهر چابهار در گواتر هستند.

-    گل فشان : در ۹۰ کیلومتری شهر کنارک  و منطقه کهیر قبل از روستای تنگ تپه های بسیار جالبی وجود دارد. یکی از این تپه ها همانند آتشفشانی از گل عمل می کند. تپه های دیگر نیز در گذشته چنین بوده اند. دهانه این گل فشان در حدود چند سانتی متر بوده و در هر ۱۰ الی ۱۵ دقیقه ۳ الی ۵ لیتر گل را توام با لرزش زمین به دهانه پرتاب کرده و این گل بر روی شیب موجود می لغزد که منظره ای زیبا و دیدنی است.

-    مقبره سید علامرسول: سید غلامرسول از بزرگان عهد تیموری است که مقبره وی در شهرستان چابهار قرار دارد.

۳-   خاش:

شهرستان خاش با مساحت ۲۱۱۵۳ کیلومتر مربع ۱۲ درصد خاک بلوچستان را تشکیل داده و تا زاهدان ۱۷۶ کیلومتر فاصله دارد. دارای  سه بخش مرکزی نوک آباد و ایرندگان می باشد از نقاط شهری آن خاش نوک آباد و ایرندگان هستند. مهمترین دهستانهای آن عبارتند از سنگان نازیل کارواندر افضل آباد کوشه تمندان گوهر شهر ده قلعه و اسکل آباد . جمعیت ان بالغ بر ۱۳۰۰۰۰ نفر است که بیش از ۴۰۰۰۰ نفر آنها در شهر خاش ساکن هستند.خاش خوش آب و هواترین نقطه بلوچستان بوده و زمین های کشاورزی بسیار حاصلخیزی دارد. گرچه تاریخ اسکان مردم در خاش به قبل از اسلام می رسد ولی نقطه شهری خاش در زمان نادر شاه افشار اهمیت بیشتری یافت. وی با انتصاب یکی از بلوچ های با نفوذ منطقه به نام  میر بایی خان که همسرش از  نوادگان فتحعلی شاه قاجاربود  به حکومت خاش راه زنان را سرکوب کرد . میر بایی خان قلعه ای در خاش بنا نمود که مرکز حکومت وی در سرحد گشت و این باعث ترقی شهر خاش گردید. نقاط دیدنی شهر خاش عبارتند از: کوه تفتان یا کوه چهل تن  بزرگترین آتفشان نیمه فعال ایران با ارتفاع ۴۰۴۲ مترکه در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال شرق خاش واقع شده است و گاز و بخار از دهانه آن متصاعد می شود که در اطراف دهانه مقادیر زیادی گوگرد وجود دارد و سالانه بیش از ۲۰۰۰۰ ورزشکار از آن صعود می کنند. دریاچه زیبا و دیدنی سر دریا در بالای قله تفتان قلعه حیدر آباد و کمال آباد و قلعه ناصری مناره مسجد جامع خاش مسجد جامع اهل سنت قبرستان چند هزار ساله هفتاد ملا درخت کهنسال سرو سنگان(میر عمر) درخت کهنسال روستای دهپابید چشمه آبگرم تفتان و دره های سرسبز و زیبای آن چون تمین سنگان تمندان خلبند روپس و.. قلعه میر رضایی در نازیل و نقاط دیدنی بسیار دیگر.

۴-   سراوان:

سراوان در شرق و مرکز بلوچستان قرار دارد فاصله آن تا زاهدان بیش از ۳۲۰ کیلومتر است  و یکی از معروفترین شهر های گذشته منطقه می باشد. این شهرستان دارای سه نقطه شهری ۵ بخش و ۱۳ دهستان است. شهرهای آن سراوان جالق و سوران هستند. جمعیت شهر ستان ۱۷۲۱۴۹ نفر است که ۴۱۱۷۷ نفر در خود شهر ساکن هستند. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۱۸۰ متر متوسط دمای سالانه ۲۰ درجه متوسط میزان بارندگی ۱۰۰ میلی متر است. آب و هوای آن بسیار گرم بوده و خاک آن دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در روستاهای آن رونق زیادی داشته باشد. از جمله روستاهای پیشرو در سفالگری کلپورگان است که سفال آن به نقلط بسیاری صادر می گردیده است. نقاط باستانی بسیاری در این شهر یافت شده اند از آن جمله خزانه مهتاب کلاتک اپسیچ   روباهک  تپه های باستانی  میر مراد و سید عمر قلعه سب قلعه کنت  روستاهای تاریخی گشت و مدرسه قدیمی آن روستای کوه ون کوهک نقش های بر روی سنگ در دره نگاران و مهرگان کشتگان باغات نخیل و چشمه های زبیای آهوران. یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.

۵-   ایرانشهر:

ایرانشهر قدیمی ترین شهر بلوچستان و بزرگترین شهر منطقه مکران و پایتخت (قدیم) آن بوده است. نام قدیم این شهر پهره بوده که به معنای شهر بزرگ و وسیع می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا ۵۵۶ متر است.متوسط سالانه دما ۲۳ درجه که در تابستان ها به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد می رسد. میزان بارندگی در این شهر۱۱۸ میلی متر در سال بوده و از نقاط لرزه خیز استان به شمار می آید. این شهرستان دارای دو نقطه  شهری بنامهای ایرانشهر و بمپور ۶ بخش و ۲۱ دهستان است. جمعیت شهر ایرانشهر ۷۶۹۵۹ نفر است و شهرستان ایرانشهر بیش از ۲۹۶۰۰۰نفر جمعیت دارد.

بمپور: این ناحیه در ۲۲ کیلو متری غرب ایرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهمیت بمپورکه ازکوه های شمال شرقی ایرانشهر(ایرندگان ودامن) سر چشمه می گیرد،از جنوب بمپوربه طرف غرب جریان می یابد ودر انتها به هامون جازموریان میریزد.

بمــــــــپور ناحیه ی جلگه ای است که ۵۱۰ متر ازسطح در یا ارتفاع دارد و ارتفاعاتی در حدود ۱۷۰۰ متر زمــــینهای جنوبی آن را پوشانده است. آب و هوای آن به طور کلی گرم و نسبتا مرطوب است که از مراکز عمده‌ صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب می شود.

بمپور از چندین آبادی به هم پیوسته تشکیل شده است .از قدمت این شهر اطلاع دقیقی در دست نیست  و شهرت این محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است که به عهدساسانیان تعلق دارد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰۰ نفر است.

نقاط دیدنی ایرانشهر عبارتند از : قلعه ناصری مربوط به زمان قاجاریه قلعه دوست محمد خان کوه بزمان آبگرم بزمان گل مورتی گز شاهان هامون جازموریان تپه های بمپور متعلق به عهد ساسانی قلعه دامن قلعه چهل دختر قلعه اسپیدز محل کشته شدن اشرف افغان در بین راه دلگان و بزمان و باغات و کشتزارهای وسیع این شهر.

۶-   نیکشهر:

این شهر دارای چهار نقطه شهری به نام های  نیکشهر قصرقند ، فنوج و بنت است  فاصله شهر نیکشر با زاهدان۶۸۰ کیلومتر می باشد . ارتفاع آن ۵۱۰ متر از سطح دریا و جمعیتش  ۱۴۸۹۰۱ که  بیش از ۱۰۰۰۰ نفر آن در خود نیکشهر ساکن هستند یکی از نقاط دیدنی بلوچستان بشمار می آید.  این شهرستان از نظر آب و هوایی گرم وخشک بوده  و دارای درجه حرارت متوسط ۲۵ درجه بالای صفر در روز است  میزان متوسط  بارندگی سالانه در این شهرستان حدود ۱۱۸ میلیمتر  می باشد  از نقاط دیدنی شهرستان نیکشر می توان از راسک  پیشین قصرقند هیچان و بنت نام برد . قلعه قدیمی نیکشهر قلعه چهل دختران قلعه قدیمی قصرقند درخت انجیر معابد و مکرزن و نپه های ماقبل تاریخ نیک شهر از نقاط به یاد ماندنی آن به شمار می روند.

۷-   سرباز:

سرباز از زیباترین نقاط دیدنی ایران زمین به شمار می رود که در امتداد رود بزرگ سرباز قرار داشته و محصولات ان از خرما گرفته تا برنج دارای تنوع بسیاری است.  رودخانه سرباز زیست گاه یکی از عجیب ترین حیوانات حیات وحش یعنی تمساح پوزه کوتاه است. به گفته کارشناسان این تمساح بازمانده تمساح های مربوط به دوره مزوزوئیک یعنی حدود ۲۲۵ الی ۲۶۵ میلیون سال قبل است.  این حیوان در طی ۶۵ میلیون سال گذشته هیچ تغییری در ظاهر نداشته است . تمساح پوزه کوتاه دارای پوزه ای پهن با ۱۹ دندان در بالا و ۱۵ دندان در پایین است. پاها ی تمساح کوتاه و دارای ۵ انگشت با ناخن های بلند است.  رنگ آن زیتونی مایل به قهوه ای است. بزرگترین آنها به ۵ متر طول هم رسیده است اما به طور نرمال طولی حدود ۲ متر دارند. منطقه زیست آنها باهو کلات اکنون به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گریده است. این تمساحها که در زبان محلی به آنها گاندو گفته می شود بسیار کمرو و ترسو بوده در عین حال بسیار زیرک هستند . معمولا شبها به شکار می روند. غذای اصلی آنها پرندگان و پستانداران حول رودخانه می باشند ولی سابقه حمله به انسانها نیز وجود دارد.

۸-   دلگان:

موقعیت جغرافیایی:

(آماری که برای این شهرستان جدیدالتاسیس قید نگردیده است در شهرستان ایرانشهر آمده است.)

شهرستان دلگان با وسعت حدود ۱۱۷۵۵ کیلومتر مربع معادل ۳/۶ درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است.

این شهرستان از شمال به ایرانشهر و کرمان و از غرب به کرمان از شرق به ایرانشهر و از جنوب به نیکشهر

تقسیمات کشوری: این شهرستان دارای ۱ مرکز شهری ، ۲ بخش ، ۵ دهستان و  ۲۱۴ آبادی کُد دار است.

آب و هوا: شهرستان دلگان دارای اقلیم فراخشک گرم می باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان حدود ۶/۶۷ میلی است.

جمعیت: برآورد جمعیت۸۸: ۶۱۸۱۸

آموزش و پرورش: در سال تحصیلی ۸۸-۱۳۸۷ تعداد کل دانش ‌آموزان مقاطع مختلف‌ تحصیلی شهرستان ۱۴۳۷۹ نفر بوده ‌است.

از کل دانش آموزان این شهرستان ۳/۶۳ درصد در مقطع ابتدائی ، ۲۵  درصد  در مقطع راهنمائی  ۴/۱۲درصد در مقطع متوسطه ۳/۰ درصد

در مقطع متوسطه در رشته های  فنی و حرفه ای و کار و دانش مشغول به تحصیل می باشند و مابقی مربوط به آمادگی، استثنایی و عشایری می باشد.

۸/۵۰درصد از کل دانش‌آموزان شهرستان را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دهند.

فرهنگ و هنر: تعداد کتابخانه های عمومی این شهرستان ۱ باب می باشد.

همچنین تعداد مراکز فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز  ۱ مرکز می باشد.

صنعت و معدن: تعداد صنایع موجود شهرستان دلگان ۱ واحد می باشد. این شهرستان فاقد معدن فعال می باشد.

عمران شهری: در سال ۱۳۸۸ جمعیت شهرستان ۶۱۸۱۸ نفر برآورد شده، ‌میزان شهرنشینی در این شهرستان ۶ درصد محاسبه شده است. تعداد مشترکین آب ۱۱۱۱ و مصرف سرانه آب نیز ۱۸۲ مترمکعب بوده است.

عمران روستائی: جمعیت روستائی شهرستان دلگان ۵۸۱۰۹ نفر می باشد که ۹۴ درصد از جمعیت شهرستان را به خود اختصاص داده است. از کل روستاهای بالای ۲۰ خانوار این شهرستان ۹۴ درصد برخوردار از برق و ۸/۸۹ درصد برخوردار از آب آشامیدنی سالم می باشند. برای روستاهای این شهرستان هیچ طرح هادی انجام نشده است.

راه و ترابری: در شهرستان دلگان۱۵۵کیلومتر راه وجود دارد که راه فرعی آسفالته می باشد.

مخابرات: تعداد تلفن های منصوبه شهرستان دلگان تا پایان سال ۸۸ برابر ۲۰۰۰ است و همچنین تعداد تلفن های مشغول به کار در این شهرستان ۷۴۴ و تلفن های همراه ۱۸۰۸  بوده است.

۹-   زابلی:

شهرستان زابلی با ۴۲/۶۱ درجه طول جغرافیایی و ۱۸/۲۷ درجه عرض و ۶۲۰۰ کیلومتر مربع مساحت یکی از مناطق قدیمی است که در یک چند راهی بین شهرستانهای ، ایرانشهر، سرباز، سیب سوران و خاش قرار دارد. دارای راه ارتباطی آسفالته به شهرستانهای فوق الذکر می باشد واز طریق جاده آسفالته ای که به منتهی الیه غرب این شهرستان کشیده شده به بخش ایرندگان شهرستان خاش ارتباط دارد . در تقسیمات جدید ۳۳ روستا و مکان مسکونی از بخش مرکزی ایرانشهر ۷ روستا از دهستان نسکند سرباز و بخش آشار از شهرستان سرباز انتزاع و به زابلی الحاق گردیده است.این امر باعث گستردگی شهرستان جدید شده است.
زابلی یکی از مناطق بلند و کوهستانی استان است و با داشتن حدود ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین شهرستان در بین شهرستانهای مجاور می باشد.

بلندترین نقطه این منطقه رشته کوه بیرک ( ( BEARK است که از زابلی شروع شده و پس از گذشتن از منطقه خاش و اتصال به کوههای تفتان و زاهدان و بیرجند به کوههای بینالود در خراسان متصل می شود قله این کوه با ۲۷۵۰ متر ارتفاع بلندترین قله پس از تفتان در استان می باشد وبه این دلیل آب وهوای معتدلی دارد.
طبیعت بکروکوهستانی بیرک یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان است که در آن انواع گیاهان دارویی خودرو از قبیل ازگند،کلپوره، گواتک، مور؛ توتری، آویشن و… حاصل میشود

توانمندیهای شهرستان
کشاورزی : فعالیت اکثرمردم منطقه زابلی کشاورزی و دامپروری می باشد.محصولات عمده منطقه زابلی عبارتند از :گندم، جو، ذرت، برنج ، یونجه، حبوبات، انار، خرما و انواع سبزیها
زابلی دارای دشتهای وسیع و حاصلخیزی می باشد با توجه به آب و هوای معتدل و گونه های مختلف گیاهی در آن قابل کشت و بهره برداری است خوشبختانه پس از انقلاب توسط جهاد کشاورزی و وزارت نیرو کارهای خوبی جهت مهار آبهای سطحی به منظور تقویت سفره های زیر زمینی صورت گرفته و اخیرا سد بزرگ ذخیره ای ماشکید علیا با ظرفیت ۶۷ میلیون لیتر مکعب آب با هدف تامین آب شرب شهرهای زابلی، سوران و هیدوچ در شرف اتمام است و همچنین با عنایت به این که بیشترین قنات ومزارع کشاورزی در غرب شهرستان واقع است، احداث سد سنگلک از درخواستهای مکرر کشاورزان منطقه می باشد.
خرما : از محصولات با کیفیت و مهم شهرستان است، با احداث کارخانه صنایع بسته بندی و تبدیلی خرما بسیاری از مشکلات از جمله اشتغال و اقتصاد منطقه حل خواهد شد.
معادن : بنابر بررسیهای بعمل آمده توسط کارشناسان داخلی و خارجی( چینی، ایتالیایی ) در منطقه زابلی معادن بسیار زیادی از قبیل آهن، منیزیم، پنبه نسوز، تالک و… وجود دارد که طی سالهای گذشته و ۱۳۸۲ فاز یک مطالعات معادن کوه بیرک انجام شده است. و با فعال شدن معادن کوه بیرک اشتغال ایجاد شده و باعث رونق اقتصادی شهرستان خواهد شد.

گاز و راه آهن : با توجه به این که زابلی بر سر چهار راه شهرستانهای خاش، سوران، ایرانشهر، سرباز و چابهار قرار دارد با عبور لوله گاز( لوله صلح ) و خط آهن از زابلی و احداث کارخانجات پتروشیمی و فعال کردن معادن کمک بزرگی به اشتغال ودرآمد ملی خواهد شد.
بازارچه مرزی ایرافشان: بااحداث بازارچه مرزی ایرافشان مشکل ورود غیرقانونی محصولات از مرز حل خواهدشد.

گردشگری وتوریسم : زابلی دارای هوایی معتدل و طبیعتی بکر برای جذب گردشگران دارد و ازمکان های گردشگری زابلی می توان دامنه های کوه بیرک، گیشتک، ماهانی، کلک ، جنگل طبیعی پدگان، دره سبز، رگنتک، کاشکایی، غار مولتان و بیرک، نخلستان های پل آباد، مه گس، قلعه زابلی و… را نام برد.
کارخانه شن و ماسه : عبور رودخانه ماشکید از شهرستان منبع بزرگی است برای راه اندازی صنایع شست و شوی شن و ماسه.


۱۰-   سیب سوران:

موقعیت جغرافیایی:

(آماری که برای این شهرستان جدیدالتاسیس قید نگردیده است در شهرستان سراوان آمده است.)

شهرستان سیب و سوران با وسعت حدود ۶۷۸۰ کیلومتر مربع معادل      ۶/۳ درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است. شهرستان سیب و سوران از شمال به خاش و سراوان و از شرق به سراوان از غرب به زابلی و از جنوب به سراوان و سرباز

تقسیمات کشوری: این شهرستان دارای ۲ مرکز شهری ، ۲ بخش ، ۴ دهستان و  ۱۶۹ آبادی کُد دار است.

آب و هوا: شهرستان سیب و سوران دارای اقلیم گرم و خشک می باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان حدود ۷/۱۰۵ میلی متر است.

جمعیت: برآورد جمعیت در سال۸۸ به میزان ۶۸۸۳۸  نفر می باشد.

آموزش و پرورش: در سال تحصیلی ۸۸-۱۳۸۷ تعداد کل دانش ‌آموزان مقاطع مختلف‌ تحصیلی شهرستان ۱۶۳۹۱ نفر بوده ‌است.

از کل دانش آموزان این شهرستان ۵۷ درصد در مقطع ابتدائی ، ۱/۲۲  درصد  در مقطع راهنمائی ۱۶  درصد در مقطع متوسطه ۱/۱ درصد در مقطع متوسطه در رشته های  فنی و حرفه ای و کار و دانش مشغول به تحصیل
می باشند و مابقی مربوط به آمادگی، استثنایی و عشایری می باشد.

۳/۴۶ درصد از کل دانش‌آموزان شهرستان را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دهند .

فرهنگ و هنر: تعداد کتابخانه های عمومی این شهرستان ۲ باب بوده است.

این شهرستان فاقد سالن سخنرانی و نمایش و نیز فاقد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می باشد.

کشاورزی و منابع طبیعی و دامپروری: در سال زراعی ۱۳۸۸ سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان سیب و سوران  بالغ بر ۱۰ هزار هکتار است. از این مقدار ۴۵ درصد به کشت باغات و ۵۵  درصد به زراعت‌های سالانه اختصاص دارد.محصولات عمده زراعی شهرستان یونجه ، جو و ذرت می‌باشد.

صنعت و معدن: تعداد صنایع موجود شهرستان سیب و سوران ۲۹ واحد می باشد. در سال ۱۳۸۸ تعداد ۱ کارگاه فعال مسئولیت‌ استخراج معادن را به عهده داشته است.

عمران شهری: در سال ۱۳۸۸ جمعیت شهرستان ۶۸۸۳۸ نفر برآورد شده، ‌میزان شهرنشینی در این شهرستان ۱/۱۹ درصد محاسبه شده است. تعداد مشترکین آب ۲۵۵۵ و مصرف سرانه آب نیز ۱۱۲ مترمکعب بوده است.

عمران روستائی: از کل روستاهای بالای ۲۰ خانوار این شهرستان ۹۰ درصد برخوردار از برق و ۶۰ درصد برخوردار از آب آشامیدنی سالم می باشند.

راه و ترابری: در شهرستان سیب وسوران ۸۰ کیلومتر راه وجود دارد که راه فرعی می باشد.

مخابرات: تعداد تلفن های منصوبه شهرستان سیب و سوران تا پایان سال ۸۸ برابر ۲۵۰۲ است و همچنین تعداد تلفن های مشغول به کار در این شهرستان ۲۰۲۲ و تلفن های همراه ۴۷۴۰  بوده است.

۱۱-   کنارک:

شهرستان کنارک با مساحت ۱۱۵۶۹کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب شرقی ایران و استان درنواحی ساحلی دریای عمان واقیانوس هند ودر حدود ۳۰ کیلومتری بندرچابهار ق رار گرفته است. این شهرستان به مرکزیت بندر صیادی کنارک دارای تعداد یک شهر، ۲بخش(مرکزی وزرآباد) و۴ دهستان (کهیر،جهلیان،زرآبادشرقی و زرآبادغربی)است.وبراساس تقسیمات کشوری سال جاری از بخش به شهرستان ارتقاء یافته است .

شهرستان کنارک بلحاظ موقعیت خاص جغرافیایی و امکانات و توانمندیهای بالقوه صید و صیادی و کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.و چون از نظر مختصات جغرافیایی نزدیک به مدار راس السرطان می باشد اثرات جانبی بادهای موسومی و اثر تعدیل کننده دریای عمان ، این شهرستان را از نظر آب و هوایی معتدل در تمام فصول سال نموده است.

شهرستان کنارک از وجود اسکله مهم بندر صیادی کنارک وبنادر فعال صیادی ، مناظر دیدنی ثپه های گل افشان در کهیر زرآباد. مزارع کاشت موزدرمنطقه زرآباد،محوطه های پارینه سنگی (قدمت پیش از تاریخ موقعیت کنارک)،فرودگاه وپارک ساحلی وپلاژهای ساحلی بندر کنارک برخوردار می باشد.

صنعت شهرستان کنارک بیشتر وابسته به صید و صیادی (شیلات) می باشدو بیشتر موسسات تولیدی شهرستان صنایع جانبی صید هستند مثل صنایع کنسروسازی و تکثیر و عمل آوری میگووسردخانه محصولات غذائی دریایی که بخش اعظم صنایع فعال در شهرستان را تشکیل می دهد.شهرک صنعتی کنارک ۲۵۰ هکتار برای احداث ۳۰۰ واحد صنعتی می باشد.

نیروگاه گازی کنارک باقدرت۱۰۸مگاوات یکی از منابع تامین انرژی مورد نیاز استان می باشد.

از صنایع دستی این شهرستان می توان به توتن سازی و لنج سازی اشاره کرد.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:39 ] [ محمد اربابی ] [ ]

ضرب المثل های بلوچی

ردیف نام طایفه توضیحات
۱ ارباب
۲ اسماعیل زهی
۳ امراء
۴ ایرندگانی
۵ ایزدپناه
۶ بادپا – صابرو
۷ باران زهی
۸ بارانی
۹ باجیزهی
۱۰ بارکزهی
۱۱ بامری
۱۲ براهویی
۱۳ بلوچ زهی
۱۴ بلیده ای
۱۵ پیام
۱۶ جدگال
۱۷ جمشید زهی
۱۸ حسن زهی
۱۹ حسین زهی
۲۰ حسین بر
۲۱ دادگر
۲۲ دامنی
۲۳ داودی
۲۴ درازهی
۲۵ دهواری
۲۶ رئیسی
۲۷ رخشانی
۲۸ رودینی
۲۹ ریگی
۳۰ سابکزهی
۳۱ سارانی
۳۲ سالارزهی
۳۳ سپاهی
۳۴ سراوانی
۳۵ سنجرانی
۳۶ شاهوزهی
۳۷ شنبه زهی
۳۸ شه بخش
۳۹ شهلی بر
۴۰ شهنوازی
۴۱ شیخ حسینی
۴۲ شیخ زاده
۴۳ شیرانی
۴۴ شیرخان زهی
۴۵ صفر زهی
۴۶ عمرزهی
۴۷ عیسی زهی
۴۸ قنبرزهی
۴۹ قلندرزهی
۵۰ کبدانی
۵۱ کدخدایی
۵۲ کرد
۵۳ کهرازهی
۵۴ گرگیچ
۵۵ گمشادزهی
۵۶ لاشاری
۵۷ محمدی
۵۸ محمودزهی
۵۹ مرادزهی
۶۰ ملازهی
۶۱ ملک زاده
۶۲ میر
۶۳ میر بلوچ زهی
۶۴ میرمرادزهی
۶۵ نارویی
۶۶ نصرتی
۶۷ نعمت اللهی
۶۸ نهتانی
۶۹ نوتی زهی
۷۰ هاشمزهی
۷۱ یارمحمدزهی
ردیف نام طایفه توضیحات
۱ ارباب
۲ اسماعیل زهی
۳ امراء
۴ ایرندگانی
۵ ایزدپناه
۶ بادپا – صابرو
۷ باران زهی
۸ بارانی
۹ باجیزهی
۱۰ بارکزهی
۱۱ بامری
۱۲ براهویی
۱۳ بلوچ زهی
۱۴ بلیده ای
۱۵ پیام
۱۶ جدگال
۱۷ جمشید زهی
۱۸ حسن زهی
۱۹ حسین زهی
۲۰ حسین بر
۲۱ دادگر
۲۲ دامنی
۲۳ داودی
۲۴ درازهی
۲۵ دهواری
۲۶ رئیسی
۲۷ رخشانی
۲۸ رودینی
۲۹ ریگی
۳۰ سابکزهی
۳۱ سارانی
۳۲ سالارزهی
۳۳ سپاهی
۳۴ سراوانی
۳۵ سنجرانی
۳۶ شاهوزهی
۳۷ شنبه زهی
۳۸ شه بخش
۳۹ شهلی بر
۴۰ شهنوازی
۴۱ شیخ حسینی
۴۲ شیخ زاده
۴۳ شیرانی
۴۴ شیرخان زهی
۴۵ صفر زهی
۴۶ عمرزهی
۴۷ عیسی زهی
۴۸ قنبرزهی
۴۹ قلندرزهی
۵۰ کبدانی
۵۱ کدخدایی
۵۲ کرد
۵۳ کهرازهی
۵۴ گرگیچ
۵۵ گمشادزهی
۵۶ لاشاری
۵۷ محمدی
۵۸ محمودزهی
۵۹ مرادزهی
۶۰ ملازهی
۶۱ ملک زاده
۶۲ میر
۶۳ میر بلوچ زهی
۶۴ میرمرادزهی
۶۵ نارویی
۶۶ نصرتی
۶۷ نعمت اللهی
۶۸ نهتانی
۶۹ نوتی زهی
۷۰ هاشمزهی
۷۱ یارمحمدزهی

هر قوم و ملتی در ایران و در هر کجای دنیا میان خود ضرب المثل های بخصوصی دارد که مجموعه ای از دنیای ضرب المثل های بلوچی را برای شما برگزیدم که امیدوارم کمال استفاده را از این ضرب المثل ها ببرید.

۱-هشتر که نجو کیت ، کونڈے نبرانت
معنی فارسی:
کسی که به انجام کاری رغبت ندارد، نباید با توسل به زور او را وادار به انجام آن کار کرد

۲-سانگ ؤ بند ، لانک ؤ بند
معنی فارسی:
با هرکس وصلت کردی ، در روزهای سخت باید به یاری اش بشتابی

۳-هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند

۴-تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی:
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی

۵-هچ کس مکنت چوشیں کار په دشمانے کشتش بولے سوار
معنی فارسی:
به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشیدند

۶-تاسے آپ بور ، سد سال و پا کں
معنی فارسی:
اگر در خانه کسی یک لیوان آب خوردی ، باید صد سال مدیون صاحبان آن خانه باشی

۷-پشتی په کوها جتگ
معنی فارسی:
دارای پشتیبان بسیار قوی است

۸-ما په ستک تو په رپک
معنی فارسی:
ما صداقت داریم ولی تو آب زیر کاه هستی

۹-لاپ په آپ برءَ نبیت
معنی فارسی:
فکر نان کن که خربزه آب است.

۱۰-ریش وتی دست ءَ سپه دارنت
معنی فارسی:
طوری رفتار نکن که آبرویت بریزد

۱۱-هر مبے جهل ءَ مچار ، هشتر ببے دیرءِ بچار
معنی فارسی:
مانند الاغ جلوی پایت را نگاه نکن ، مانند شتر باش و دور دست را بنگر (یا ، در انجام امور روزمره عاقبت اندیش و حسابگر باش)

۱۲- دپ پلیں بهار گاهے
معنی فارسی:
آدم خود ستایی است

۱۳- پیر بیتے ، میر نبیتے
معنی فارسی:
علی رغم سن زیادی که داری ، باز هم رفتار و کردار کودکانه ای داری

۱۴- زامات که نوک انت ، وسیگ گنوک انت رند چه شش ماهءَ ، وسیگ رﮢوک انت

معنی فارسی:
مادر زن در شش ماه اول دامادش را بسیار دوست دارد ولی پس از گذشت شش ماه غر و لندش شروع می شود

۱۵- دروگ په مردآ عیبنت
معنی فارسی:دروغ برای مرد عیب است

۱۶-مردآ سر بروت و قول مروت
معنی فارسی:
سر انسان برود، قولش نرود

۱۷- جوهر بلوچ آغیرتینت
معنی فارسی:
اصل بلوچ، غیرت و همت است

۱۸- مرد په نام مریت نامرد په نان
معنی فارسی:
جوانمرد برای نام خود می‏میرد و ناجوانمرد برای نان

۱۹- په هما کسءَ بمر که په تو تپءَ کنت
معنی فارسی:
برای آن کس بمیر که برای تو تبش کند

۲۰- ماهونت که شاهونت
معنی فارسی:
با بودن ماهو(زن) است که شاهو (مرد) به زندگیش می نازد
این مثل در بیان اهمیت و نقش زنان در موفقیت و خوشبختی مردان است، که مرد اگر زن شایسته و لایقی نداشته باشد خوشنام و آبرومند نمی شود.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:38 ] [ محمد اربابی ] [ ]

تاریخچه رسم الخط بلوچی

تاریخچه خط بلوچی

خط فارسی عربی در قرن پانزدهم از طریق مغولها به هند راه یافت و از آن پس در نوشتن زبان اردو از آن استفاده میشود و تعدادی حروف جدید از جمله ٹ، ڑ، ڈ، ں وے نیز به آن اضافه شده است.
از اواخر قرن نوزدهم ، بلوچی هم با حروف اردو وهم با حروف لاتینی نوشته شده است ازآن جمله ترجمه انجیل است که در آن از حروف اردو استفاده شده است و کتابهای گرامر بلوچی با حروف لاتین که توسط انگلیسیها و برای انگلیسی زبانانی که مایل به یادگیری این زبان بودند, نوشته شده است. ولی دامنه انتشار اینگونه کتابها محدود بوده و نقش آنچنانی در تکامل خط بلوچی نداشته است. تکامل بلوچی بعنوان خط آدبی در اواخر دوره استعمار انگلیس در هند، درسال ١٩٢٩ آغازشد.

حسین عنقاﺀ از اولین کسانی بود که در نوشتن اشعارش از خط اردو استفاده نمود و همزه را وارد خط بلوچی ساخت. پس از او شاعران دیگری چون آزات جمالدینی، گل خان نصیر و سیدهاشمی نیز این خط را بکارگرفتند ولی هرکدام به سبک خویش مینوشتند و هنوز استاندارد خاصی وجودنداشت.

در نشستی که در تاریخ ٢٢ جولای ١٩۵۵ در محل “مگسی هاوس” در کراچی برگزارشد و در آن ازجمله آزات جمالدینی، گل خان نصیر، سیدهاشمی، مولوی خیرمحمد ندوی و حسین عنقاﺀ شرکت داشتند، املای بلوچی مورد بحث قرارگرفت.

در این جلسه تصمیماتی در مورد املای بلوچی نیز اتخاذ شد ازجمله واردکردن همزه در خط بلوچی، تصمیمی که ازهمان ابتدا بحث انگیز بود و در طی پنجاه سال اخیر همواره از سوی موافقین و مخالفین همزه به آن استناد شده است. ( به نقل از کرینا جهانی (٨٩) )

الفبای زبان بلوچی رایج در پاکستان شامل حروف زیر است:

ا ء ب پ ت ٹ ث ج چ ح خ د ڈ ذ ر ڑ ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن ں و ه ی ے

(لازم به ذکر است که آنچه در ذیل خواهد آمد حروف بلوچی به زبان لاتین است.)

حروف صدادار کوتاه

حروف صدادار کوتاه عبارتند از فتحه (زبر)، کسره (زیر) و ضمه (پیش) که در نوشتن حذف میشوند.

فتحه “a” پس pas گوسفند

کسره “e” پس pess پدر

ضمه “o” پرpor خاکستر

حروف صدادار بلند

آا á آپ áp آب ، گوات gwát باد

ای i زی zi دیروز

او u زوم zum عقرب
ú
گوک gúk گاو، لوگ lúg خانه
í
دیم dím صورت

اصوات مرکب

ey/ay مانند ” کیل” پیمانه kayl یا keyl

ay/ow مانند ” جور” زهر jowr یا jawr

تشدید

اگر در کلمه ای حرفی دوبار پهلوی هم قرارگیرد، یکی را حذف کرده و بالای دیگری علامتی که تشدید نامیده میشود، میگذارند. تشدید نیز همانند فتحه، کسره و ضمه در نوشتن حذف میشود.

سکون

علامتی شبیه دایره (ه) که بالای حرف ساکن میگذارند. فقط در سیستم املایی “سید هاشمی” و در اول کلمات بکار میرود.

سیستمهای املایی

منبع اطلاعات در مورد سیستمهای املایی بلوچی در پاکستان کتاب کرینا جهانی (٨٩) میباشد و در مورد سیستمهای فعلی املایی اطلاعات دقیقی دردست نیست. هرچند که ظاهراً تغییرات رادیکالی ایجادنشده است، ولی بهتر است که این بخش را بعنوان تاریخچه ای هرچند کوتاه از خط بلوچی پنداشت. کرینا جهانی (٨٩) سیستمهای املایی را در چند طیف و بشرح زیر بررسی می نماید:

۱- سیستم املایی سیدهاشمی

ء همزه

همزه در سیستم سیدهاشمی به چهار شکل متفاوت بکار میرود:

١- همزه (بدون علامت)

٢- همزه فتحه ای (با علامت فتحه روی همزه)

٣- همزه کسره ای (با علامت کسره زیر همزه)

۴- همزه ضمه ای (با علامت ضمه روی همزه)

خلاصه قواعد این سیستم بشرح زیر است:

‌- ” ث، ح، خ، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق” از حروف الفبای بلوچی حذف میشوند.
املاء کلمات عربی بجز اسامی عربی حفظ نمیشود (نقض قاعده قبلی)

- پسوند ء (همزه فتحه ای) á برای اسم، مصدر، ضمیر، قید و حروف اضافه که معمولا بعنوان علامت مفعولی استفاده میشوند، بکار میرود. مثال:

کتاب ء بیار “کتاب را بیاور”. ولی سیدهاشمی معتقد است که ترء ” تورا”، شمارء “شمارا”، مارء “مارا” از این قاعده پیروی نمیکنند و باید بصورت “ترا، شمارا، مارا” نوشته شوند.

- ء (همزه کسره ای) بعنوان علامت ملکی: شپ ء نیم، نیمه شب.

- یای نسبت در ماتی زبان ” زبان مادری”.

- ے / ئے بعنوان علامت نکره ، مردے “مردی” ، ورنائے “جوانی”.

- ئے شناسه فعل (دوم شخص مفرد)، تو روئے “تو میروی” تو ئے “تو هستی”.

- ئے (همزه کسره ای) بعنوان علامت ضمیر پیوسته سوم شخص مفرد. مثلاً ” ڈگارئے کشت”

زمین را کاشت. هرچند که ” ڈگارئے” در بعضی لهجه ها بصورت ” ڈگاری” تلفظ میشود ولی بنظر وی از آنجاییکه “ی” قبلاً بجای “یای نسبت” بکارگرفته شده، فرم ” ڈگاری” مناسب نیست.

ء (همزه ضمه ای) بجای “و” در “من ء تو” من و تو.

- ‌اے (علامت فتحه روی الف) ، حرف ندا

- ‌اے (علامت کسره زیر الف) ، علامت ضمیر اشاره، “‌اے مرد” این مرد

- یں، پسوند صفت، “سهریں سوپ” سیب سرخ

- اں علامت جمع، “کتاباں” کتابها. در حالت جمع علامت مفعولی ء (همزه فتحه ای) حذف میشود. مثال: “کتاب ء بوان” کتاب را بخوان ولی “کتاباں بوان” کتابها رابخوان.

- شناسه فعل (اول شخص مفرد) “اں” به فعل می چسبد، مانند شتاں رفتم ولی سایر شناسه ها جدانوشته میشوند، ازجمله در “شت انت” یعنی رفتند.

- علامت فعل امر و نفی به فعل متصل است، “بوان” bewán بخوان، “موان” mawán نخوان.

- گذاشتن علامت سکون بر روی حرف اول کلمه اگر دو حرف بیصدا در اول کلمه واقع شوند. باید توجه داشت که این قاعده فقط برای حرف اول کلمه صدق میکند و به سایر بخشهای کلمه تعمیم داده نمیشود. ابداع این روش بخاطر آنست که در بلوچی دو حرف بیصدای متوالی میتوانند در اول کلمه واقع شوند مانند “برات” brát برادر، “ترند” trond تند، سریع. امری که در فارسی اتفاق نمی افتد.

٢- سیستم املایی اکبر بارکزهی

تمام کسانیکه مخالف وجود همزه در املای بلوچی و خواهان بازگشت به سیستم املایی فارسی و اردو میباشند در این طیف قرار دارند از جمله اکبر بارکزهی و عبدالصمد امیری.
ویژگیهای این سیستم:

- سه علامت همزه فتحه ای، کسره ای و ضمه ای حذف شده و بجای آن “ا، ئے، و” بکار گرفته میشود.

- ے علامت اسم نکره است. مثال: “مردے” مردی.

- از “ئے” برای شناسه فعل (دوم شخص مفرد) استفاده میشود، مثال: “آتکئے” آمده ای.

- ی علامت ضمیر پیوسته (سوم شخص مفرد) است، مثال: “کتابی برت” کتاب را برد.

٣- سیستم املایی آزات جمالدینی

این سیستم که درواقع ترکیبی از سیستم سیدهاشمی و سیستم بارکزهی است، بجز در “ماهتاک بلوچی ١٩۵۶” و در جلد دوم کتاب “بارکر و مینگل”، هیچگاه بصورت منسجم مورد استفاده قرار نگرفته است.

مشخصات این سیستم:

- املاء کلمات عربی حفظ میشود.

- ء (همزه فتحه ای) علامت مفعولی برای اسم، مصدر و ضمیر است ولی بعد از قید و حروف اضافه “ا” بکار میرود.

- ء (همزه کسره ای) همانند سیستم سیدهاشمی بعنوان علامت ملکی بکار میرود.

- ے / ئے بعنوان علامت نکره، پسوند فعل (دوم شخص مفرد)، علامت ضمیر سوم شخص مفرد بکار میرود.

- “و” همانند فارسی حرف ربط است.

- نون غنه “ں” بکار میرود.

- در ماهتاک بلوچی (١٩۵۶) “ئت” هست و “ئنت” هستند بجای “ات” و “انت” بکاررفته اند.

۴- سیستم املایی گل خان نصیر

املاء بکار گرفته شده در کتابهای شعر گل خان نصیر با یکدیگر متفاوتند. در کتابهای “شپ گروک” و داستان “دوستین شیرین” املاء کلمات عربی تغییر میکند. همزه فتحه ای و کسره ای بشیوه سیدهاشمی بکارمیروند ولی بجای همزه ضمه ای “واو” فارسی بکارگرفته میشود و ضمایر به ریشه فعل متصلند.

- در کتاب “حمل ء جیند” گرایش به استفاده از “ئت” at “هست” و “ئنت” ant “هستند ” بجای “ات” و “انت” مشاهده میشود.

در کتاب شعر “گرئند”، وی سیستم جدیدی ارائه میدهد که خلاصه آن بشرح زیرمیباشد:

- بکارگرفتن “ک ه” و “گ ه” بجای “خ” و “غ” همانند انگلیسی و معتقد است که در برخی نقاط بلوچستان این حروف چنین تلفظ میشوند.

- نوشتن مصدر “جنگ” janag “زدن” بصورت “جنئگ” تا با “جنگ” jang اشتباه نشود، همچنین تغییر کلمه “کنت” kaneyt میکنید به “کنهت” تا از “کنت” kant “می کند”، متمایز شود.(کرینا جهانی، صفحه ١٢٧).

مشکلات خط بلوچی فارسی

خط بلوچی طبیعتاً تمامی مشکلاتی را که خط فارسی دارد و در بخش اشکالات خط فارسی بررسی شد، در بر دارد. علاوه براین:

الف‌- دو حرف صدادار balúč) ú) و dím) í)”صورت” بلوچی که در فارسی وجود ندارند و در سیستمهای مختلف املایی بلوچی با حروف “ی” و “واو” نوشته میشوند. بنابراین حرف “ی” به شش و “واو” به پنج شیوه مختلف تلفظ میشوند. مثال:

صدای “ی”

١- حرف صدادار i در “زی” zi دیروز

٢- حرف y درتیار tayár آماده

٣- بجای ey/ay در میل meyl

۴- “ی” در انتهای اسامی عیسی isá، موسی musá و … بجای صدای الف.

۵- حرف صدادار í در پیتاپ pítáp آفتاب

۶- بجای ey/ay در آخر کلمه در سیستم سیدهاشمی مانند: “تو ئے” tow ey تو هستی،
“شمئے کتاب” šomey ketáb کتاب شما

صدای “و”

١- ضمه “o” در کلمه “دو” do دو

٢- حرف صدادار “او” u در “زوم” zum عقرب

٣- حرف “و” w در “ورگ” warag خوردن

۴‌‌- بجای ow/aw در “جور” jowr/jawr زهر

۵- حرف صدادار ú در “لوگ” lúg خانه

ب- جدا یا پیوسته نوشتن شناسه های شخصی به فعل

ج- جدا یا پیوسته نوشتن ضمایر به اسم ، قید، حرف اضافه و ..

د- تمایز مصدر با اسم بعنوان مثال janag با jang چون هردو یکسان نوشته میشوند “جنگ”. پیشنهاد گل خان نصیر این بود که مصدر بصورت “جنئگ” نوشته شود.

ه- همزه (کسره ای، ضمه ای و فتحه ای) در استاندارد یونی کد وجودندارند.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:34 ] [ محمد اربابی ] [ ]

غذاهای لذیذ بلوچستان

لیستی از غذاهای مشهور بلوچستان بهمراه روش تهیه و موارد مصرف آن:
۱- نام خوراکی: بانکلینک و برنج

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – باقلای تازه و سبز – برنج – روغن – پیاز

دستور تهیه: ابتدا باقلای سبز را بوسیله ی روغن تفت داده و بعد آن را به همراه برنج دم می کنند.

مناسبت مصرف: بیشتر در فصل بهار و برداشت باقلا مصرف می گردد.

۲- نام خوراکی: کُوهَل

نوع خوراکی: تنقلات

مواد اولیه: – باقلا سیاه

دستور تهیه: باقلای سیاه را در آب جوشانده و بعد از جداکردن پوسته، آن را مصرف می کنند.

مناسبت مصرف: مصرف این غذا زمان خاصی ندارد.

۳- نام خوراکی: گرده

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم را بصورت خمیری سفت درآورده و بصورت قرص های مساوی تقسیم می کنند. بعد تنور را خیلی داغ کرده تا خمیر را سریع بپزد. برخلاف لواش زغال ته تنور باید همواره داغ باشد.

مناسبت مصرف: همراه با غذای روزانه مصرف می گردد.

۴- نام خوراکی: دکّوُ

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد ذرت

دستور تهیه: آرد ذرت را خمیر کرده امّا بصورت خمیری که نه شُل باشد نه سفت. بعد آن را روی تابه می پزند.

مناسبت مصرف: مصرف این غذا زمان خاصی ندارد.

۵- نام خوراکی: ماهیگ پَچ

نوع خوراکی: غذا

مواد اولیه: – ماهی کوچک رودخانه ای – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم را خمیر کرده و همه ی آن را پهن می کنند. خمیر را به دو قسمت مساوی تقسیم می کنند و ماهی کوچک رودخانه ای را بوسیله برگ سبز درخت خرمای روی آتش گذاشته تا کباب شود. بعد این ماهی ها را روی یک تکّه از خمیر گذاشته و تکه ی دیگر را روی آن می گذارند بعد آن را داخل تنور داغ گذاشته تا بپزد.

مناسبت مصرف: بیشتر در فصل های باران زا مصرف شده است.

۶- نام خوراکی: رهتو

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد ذرت – پیه

دستور تهیه: این نان برخلاف شلّو که آرد ذرت بصورت خمیری آبکی و شل می باشد خمیرش کمی سفت است و این خمیر را روی تابه به تنهایی یا همراه با ماهی شور می پزند. در بعضی مواقع آن را همراه با پیه می پزند.

مناسبت مصرف: بیشتر در فصل زمستان مصرف می گردد.

۷- نام خوراکی: تینی

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم بصورت خمیری آبکی و شل درآورده و آنرا بوسیله ی تابه با کف دست طوری می پزند که ضخامت آن خیلی کم و نازک باشد. دستور مصرف: این نان همواره با سوپ مرغ محلّی مصرف می شود.

مناسبت مصرف: بیشتر در هنگام بعد از زایمان مصرف می شود.

۸- نام خوراکی: گِلّدوُک (پُراتا)، که در منطقه ی سرحد چلبک می گویند

نوع خوراکی: کیک کوچک (نان برشته)

مواد اولیه: – شکر – روغن – آرد – زعفران – تخم مُرغ – هِل – جوش شیرین – خمیرمایه

دستور تهیه: ابتدا آرد را بصورت خمیر در می آورند بعد به آنها شکر مخلوط کرده و به آنها زعفران اضافه می کنند بعد به آنها تخم مرغ و هِل را اضافه کرده و همراه با جوش شیرین و خمیرمایه مخلوط می کنند. بعد آن را تا نیم ساعت گذاشته تا بصورت خمیر سفت یا آرد آماده درآید. بعد این خمیر را بوسیله روغن داغ که تقریباً زیاد هم می باشد می پزند تا مادامیکه به رنگ قهوه ای پررنگ درآیند داخل روغن می مانند.

مناسبت مصرف: بیشتر در ایام عروسی به عنوان شیرینی استفاده می شود.

۹- نام خوراکی: ورویی (اِشکری)

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم – آب دس

دستور تهیه: آرد گندم را بصورت خمیری که خیلی شُل یا خیلی سفت نباشد، در می آورند بعد آن را روی تابه ای که بوسیله ی سه پایه روی زغال داغ قرار گرفته می گذارند. بعد از مدتی که پشت نان بوسیله تابه پخته شد تابه را برگردانده تا روی نان بوسیله ی زغال داغ پخته شود.

مناسبت مصرف: این غذا بیشتر در هنگام زمستان و در فصل های باران زا مصرف می شود.

۱۰- نام خوراکی: تاپَکی

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد ذرت – روغن حیوانی – دوغ یا شیرترش

دستور تهیه: آرد ذرت را خمیر کرده و روی سنگی که شبیه تابه می باشد بصورت نان می پزند. این نان را همراه با روغن حیوانی و شیرترش مصرف می کنند.

مناسبت مصرف: مصرف این غذا زمان خاصی ندارد.

۱۱- نام خوراکی: دست پچ

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم را ابتدا بصورت خمیری که نباید زیاد سفت و ترش باشد درآورده و آن را به قرص های مساوی تقسیم می کنند. بعد تنور را داغ کرده و زغال درون تنور به اندازه ی کافی و زیاد نباشد تا روی نان را نسوزاند.

مناسبت مصرف: همواره به همراه غذای روزانه مصرف می گردد.

۱۲- نام خوراکی: سیسرِک

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم – آب – شکر – روغن

دستور تهیه: آرد گندم را خمیر کرده و آن را بصورت خمیر شُل و آبکی در می آورند بعد آن را بوسیله ی تابه بصورت نان می پزند و در حین پختن به آن شکر اضافه می کنند.

مناسبت مصرف: این غذا در هنگام عروسی و زایمان مصرف می شود.

۱۳- نام خوراکی: پُناریک

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم را خمیر کرده و می گذارند تا کمی سفت شود. ماسه های شسته رودخانه ای را بوسیله ی آتش داغ می کنند. بعد خمیر را پهن کرده و روی ماسه های داغ می گذارند بعد روی آن را توسط ماسه های داغ که کنار گذاشته ایم می پوشانیم و روی این ماسه ها را زغال یا آتش می گذارند تا خمیر کاملاً بپزد و بصورت نان دربیاید.

مناسبت مصرف: این غذا بیشتر در مسافرت ها مصرف می گردد.

۱۴- نام خوراکی: تلانتَلو

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد را خمیر کرده و آن را بصورت تکه های متوسط در می آورند و بعد آن را بوسیله ی نان پز پهن می کنند و بعد روی تکه ی پهن شده روغن ریخته و تکه دیگر را روی آن پهن می کنند و آن را تابه می پزند.

مناسبت مصرف: این غذا بیشتر هنگام عروسی مصرف می گردد.

۱۵- نام خوراکی: شلّو نوع خوراکی: نان مواد اولیه: – آرد ذرت

دستور تهیه: آرد ذرت را بصورت خمیری شل و آبکی درآورده و آن را بوسیله ی ملاقه روی تابه بصورت دوایر متحدالمرکزی درآورده و می پزند.

دستور مصرف: این نان بیشتر همراه با غذاهایی از قبیل کشک بلوچی، ماهیگ سورین و …، بصورت گرم مصرف می گردد.

مناسبت مصرف: بیشتر در فصل های سرما و باران زا مصرف می گردد.

۱۶- نام خوراکی: تینی

نوع خوراکی: نان

مواد اولیه: – آرد گندم

دستور تهیه: آرد گندم بصورت خمیری آبکی و شل درآورده و آنرا بوسیله ی تابه با کف دست طوری می پزند که ضخامت آن خیلی کم و نازک باشد. دستور مصرف: این نان همواره با سوپ مرغ محلّی مصرف می شود.

مناسبت مصرف: بیشتر در هنگام بعد از زایمان مصرف می شود.

۱۷- نام خوراکی: کاوَک

نوع خوراکی: سبزیجات

مواد اولیه: – کاوک (نوعی سبزی) – انار دانه

دستور تهیه: کاوک را ابتدا خرد کرده و بعد آن را با روغن داغ می پزند. در بعضی موارد آن را با نان تافتون مخلوط می کنند.

مناسبت مصرف: مصرف این نوع سبزیجات زمان خاصی ندارد.

۱۸- نام خوراکی: حلواخرما

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – خرما مضافتی یا ربی – آرد – روغن

دستور تهیه: آرد را در روغن تفت می دهند و سپس خرما را مخلوط کرده و به هم می زنند تا بصورت حلوا در می آید.

مناسبت مصرف: پذیرایی ـ در زمستان روزهای ابری مصرف می کنند.

۱۹- نام خوراکی: حلوا مالیده (چنگال)

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – نان سریک (آرد گندم را خمیر کرده و بصورت کلفت روی تابه (تین) می گذارند) – کره ی محلی (نیمک) – خرما

دستور تهیه: خرما را با نان سیرک خرد شده مخلوط کرده و سپس کره ی محلی را در ظرف روی آتش آب کرده و داغ روی خرمای مالیده شده می ریزند آماده خوردن خواهد شد.

مناسبت مصرف: پذیرایی ـ بیشتر در فصل بهار که کره ی محلی فراوان است، درست می کنند.

۲۰- نام خوراکی: پندی و پس

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – خرما – آرد جو (پس) که از جوی تفت داده شده روی آتش درست می شود.

دستور تهیه: آرد مخصوص یعنی پس را با خرما مخلوط کرده و می خورند.

مناسبت مصرف: این شیرینی در تابستان مصرف می شود.

۲۱- نام خوراکی: حلوامَدر

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – خرما مضافتی – کره ی محلی (نیمک) – ذرت خرد شده

دستور تهیه: کره ی محلی را ذوب کرده و تفاله آن را در ظرفی گذاشته و ذرت خرد شده به آن اضافه می کنند و سپس خرما را اضافه نموده و مخلوط می کنند.

مناسبت مصرف: در فصل بهار که کره ی محلی زیاد می باشد.

۲۲- نام خوراکی: خرماترامَپن

نوع خوراکی: شرینی

مواد اولیه: – خرما – جو

دستور تهیه: جوییی که تازه زرد شده، خشک شده آرد می کنند سپس الک شده ی آن را با خرما مخلوط می کنند.

مناسبت مصرف: فصل تازه خوری جو

۲۳- نام خوراکی: عالم په ذر

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – آرد – روغن – خرما

دستور تهیه: آرد را در روغن تفت داده تا به رنگ طلایی شود و بصورت مایه رقیق روی خرما می ریزند.

مناسبت مصرف: پذیرایی

۲۴- نام خوراکی: حلوا شکری

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – آرد – روغن – شکر

دستور تهیه: آرد را در روغن تفت داده می شود شکر با آب مخلوط کرده و روی آرد کم کم اضافه نموده و مخلوط می کنند تا کمی سفت شود.

مناسبت مصرف: پذیرایی ـ مراسم عروسی.

۲۵- نام خوراکی: پندی ذرت

نوع خوراکی: شیرینی

مواد اولیه: – خرما – ذرت خرد شده خیلی ریز ولی آرد نیست.

دستور تهیه: خرما را با ذرت خیلی خرد شده مخلوط می کنند و بصورت گلوله به اندازه توپ کوچک درآورده.

مناسبت مصرف: مخصوص دانش آموزان ـ کشاورزان.

۲۶- نام خوراکی: دلَک

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – گندم

دستور تهیه: دانه های گندم را خرد کرده بعد آن را بصورت سوپ درست می کنند.

مناسبت مصرف: بیشتر در ایام سوگواری و محرم استفاده می شود.

۲۷- نام خوراکی: هَلیسَه

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – گندم – گوشت – پیه

دستور تهیه: ابتدا گندم را کوبیده تا پوست آن جدا شود. بعد آن را شسته و به همراه گوشت، پیه یا دُمبه با آب مخلوط کرده و می پزند تا بصورت سوپ غلیظ درآید.

مناسبت مصرف: بیشتر در ایام سوگواری و محرم و فصل زمستان مصرف می شود.

۲۸- نام خوراکی: آرتُو

نوع خوراکی: آبکی

مواد اولیه: – تاساپ (نوعی دارو که شامل ده داروی گیاهی پودر شده است، می باشد) – نبات – آرد – روغن حیوانی

دستور تهیه: ابتدا آرد را با روغن برشته می کنند بعد تاساپ را به آنها اضافه کرده و کمی آب را همراه با کمی نبات با آنها مخلوط می کنند. دستور مصرف: بیشتر هنگام صبحانه مصرف می گردد.

مناسبت مصرف: بعد از زایمان مصرف می گردد.

۲۹- نام خوراکی: مرغ محلی به همراه نان تینی

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – جوجه ی محلی – نان تینی – پیاز – روغن حیوانی

دستور تهیه: ابتدا پیاز را بوسیله روغن حیوانی تفت داده بعد جوجه ی محلی (اگر زرد رنگ باشد بهتر است) را که آماده است را با آنها مخلوط کرده و می پزند. بعد از پختن و آماده شدن غذا آن را به همراه نان تینی مصرف می کنند.

مناسبت مصرف: بعد از زایمان بیشتر مصرف می گردد.

۳۰- نام خوراکی: تَخلان

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – گندم – دُمبه

دستور تهیه: خوشه ی گندم نیمه زرد شده را جوشانده و آن را پهن می کنند تا خشک شود. خوشه ی خشک شده را بر روی زمین یا جسمی سخت می کوبند تا دانه ی گندم از بقیه جدا شود. بعد دانه های گندم را با هاون می کوبند تا بصورت تکه های خیلی خرد شده درآید. این تکه ها را همراه با دمبه یا پیه گوسفند مخلوط کرده و می پزند.

مناسبت مصرف: خوراک زنان تا ۶ روز بعد از زایمان.

۳۱- نام خوراکی: سَبزک

نوع خوراکی: غذای روزانه

مواد اولیه: – خوشه ی گندم

دستور تهیه: خوشه گندم سبز رسیده را ابتدا روی آتش گذاشته تا کمی برشته شود بعد آن را آویزان کرده تا کاملاً خشک شود بعد آن را به زمین کوبیده تا دانه ی گندم از بقیه جدا شود. دانه های گندم را خرد کرده و آن را بصورت سوپ درست می کنند.

دستور مصرف: بیشتر در هنگام سرماخوردگی و گلودرد مصرف می شود.

مناسبت مصرف: بیشتر در فصل زمستان و خوراک زنان بعد از زایمان.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:33 ] [ محمد اربابی ] [ ]

‘موسی بلوچ’ دونلی نواز بلوچستانی درگذشت

 

“موسی بلوچ” نوازنده با استعداد دونلی بلوچستان و تنها جانشین مستعد شیرمحمد اسپندار حین رانندگی در مسیر روستای محل زندگی‌اش به نیک شهر چابهار بر اثر تصادف مجروح شد و قبل از رسیدن به بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم کرد.

به گزارش تفتان ایران و نقل از خبرگزاری مهر، نام وی نخستین بار در جشنواره های موسیقی نواحی در کرمان به گوش رسید؛ هنگامی که از پیر دونلی نواز بزرگ ایران شیرمحمد اسپندار به عنوان تنها نوازنده دونلی بی جانشین سخن به میان می‌آمد حضور موسی بلوچ به نوعی موجب امیدواری نسبت به آینده و بقای این ساز محلی و خوش نوای منطقه سیستان و بلوچستان شد.

عبدالسلام بزرگ زاده پژوهشگر موسیقی این منطقه که خود در بلوجستان اقامت دارد، می گوید: موسی بلوچ نوازنده بسیار با استعدادی بود که موسیقی را از پانزده سالگی آغاز کرد و در اواخر دهه هفتاد استعداد او به خوبی شکوفا شد به طوری که دونلی را به دلیل جوانی و نفس خوبی که داشت از استادش شیرمحمد اسپندار بهتر و قوی‌تر می‌زد.

وی ادامه داد: بلوچ در جشنواره های مختلفی در داخل و خارج از کشور شرکت و جوایز بسیاری نیز کسب کرده بود و آخرین حضور او در جشنواره موسیقی کار بود که تابستان امسال در تهران برگزار شد.

هوشنگ جاوید (دبیر جشنواره موسیقی کار) نیز در مورد این استاد موسیقی می گوید: بلوچ نوازنده جوان و خوش آتیه ای بود و با توجه به اینکه او چهل و اندی سال بیشتر عمر نکرده بود می‌توانست برای اشاعه نوازندگی دونلی بلوچستان نقش خوبی ایفا بکند که متاسفانه اجل امانش نداد.

‘سایت بلوچستان من’ به  نوبت  خود درگذشت این استاد بزرگوار موسیقی بلوچ را به خانواده آن مرحوم و جامعه بلوچستان تسلیت می گوید.

‘ با عرض پوزش بخاطر تاخیری انتشار خبر درگذشت این استاد بزرگوار {سایت بلوچستان من}’

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:30 ] [ محمد اربابی ] [ ]

مدرن سازی زبان بلوچی

بلوچی زبان مردم بلوچ است. این زبان در جنوب غربی پاکستان، جنوب شرقی ایران، جنوب افغانستان، کشور های ساحلی خلیج فارس و نیز ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد. این زبان از لحاظ ادبیات شفاهی دارای منابع غنی است. داستان ها، حماسه ها، اشعار و سایر انواع ادبی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند. این زبان جزء خانواده زبان های هند و ایرانی است که در شاخه ایرانی قرار دارد. زبان بلوچی در دوره های متمادی تحت تاثیر زبان های مختلف بوده است زیرا این زبان تا به حال زبان رسمی هیچ کشور و یا ایالتی نبوده و زبان مغلوب بوده است. دلیل دیگری که زبان بلوچی از زبان های دیگر تاثیر پذیرفته است ارتباط مردم بلوچ با سایر اقوام در اطراف خویش است.

 

این زبان از سه زبان فارسی، عربی و اردو تاثیر زیادی در سطح واژگان پذیرفته است. این زبان مانند هر زبان زنده ای در حال تغییر و تحول بوده است. این تغییرات در برهه ای از زمان تند و در بسیار موارد کند بوده است. اما تغییرات در هر زبانی ضروری است تا آن زبان خود را با نیاز های گویشوران و تغییرات جامعه وفق دهد زیرا مهم ترین کارکرد زبان ارتباط است. آنچه که در این نوشتار درباره ی آن بحث خواهیم کرد مسئله مدرن سازی زبان بلوچی برای برطرف کردن نیاز های گویشوران خویش است. آیا زبان بلوچی توانسته خود را با شرایط محیطی و اجتماعی جامعه ای که در آن تکلم می شود وفق دهد؟ آیا گویشوران می توانند نیازهای زبانی خود را با این زبان بر طرف کنند؟ حال با روش های علمی به طرح مسئله و بیان جواب های مناسب برای سوالات مطرح شده خواهیم پرداخت.

 

فیشمن در بررسی مشکلات زبانی ملت ها آنها را به سه دسته تقسیم بندی می کند. دسته اول ملت های جدید در حال توسعه مانند کشورهای آفریقای شرقی هستند. ملتهای قدیمی در حال توسعه مانند کشورها خاورمیانه در دسته دوم قرار می گیرند. ملتهای میانی دسته سوم را تشکیل می دهند که پاکستان را می توان در این دسته قرار داد. در این دسته بندی هر کدام از دسته ها دارای مشکلات و مسایل خاص خود هستند. مشکل کشورهای جدید در حال توسعه ایجاد و حفظ ادغام سیاسی و فرهنگی-اجتماعی است. در کشور های قدیمی در حال توسعه اگرچه ادغام برپایه تاریخ و گذشته باشکوهشان صورت گرفته است ولی دغدغه اصلی این جوامع مدرن سازی است. در این جوامع زبان کلاسیک معیار با زبان مردم عام تفاوت دارد و این زبان معیار باید از مرحله مدرن شدن عبور کند. در میان ملل میانه، علاوه بر ایجاد ادغام فرهنگی-اجتماعی، باید با روند مدرن شدن نیز مواجه شوند. ایران کشور بزرگ اقوام ایرانی در دسته کشورهای با سابقه در حال پیشرفت قرار می گیرد، بلوچی نیز به تبع آن در همین بخش قرار می گیرد. بلوچستان دارای تاریخ چند هزار ساله است، بلوچستان تاریخ پر عظمت و گذشته پرشکوهی داشته است که این در ادبیات بلوچ و غیر بلوچ انعکاس داشته است، حال با توجه به نظریه فیشمن مشکل اصلی زبان بلوچی عبور از پروسه مدرن شدن است.

 

جهان در قرن بیست و یکم با سرعت فزاینده ای در حال پیشرفت است، هر روز تکنولوژی جدید وارد بازار می شود و زبان هر کشور باید بتواند در مواجه با چنین پیشرفت هایی نیازهای زبانی کاربران خویش را مرتفع کند. زبان دارای ویژگی های متعددی است که یکی از آنها باروری است. یعنی گویشوران هر زبان می توانند به تعداد نامحدود جمله جدید بسازند. زبان سیستم بسته ای نیست بلکه یک طرف آن گشوده است و همین باز بودن سیستم باعث گسترش زبان می شود. برای اضافه کردن واژگان جدید به هر زبانی روش های گوناگونی وجود دارد، مهمترین روش قرض گرفتن از زبان دیگری است. واژه ای برای نامیدن یک جسم در زبان مبدا تولید می شود، زبان مقصد برای آنکه آن جسم را عنوانی بدهد آن واژه را از زبان مبدا قرض می گیرد. در روش قرض گیری کلمه باید کمی دچار تغییر حداقل در سطح آوایی شود تا بتواند برای گویشوران زبان مقصد قابل بیان باشد. روش دیگر ابداع است؛ در این روش واژه ای کاملا جدید در زبان تولید می شود که هرگز وجود نداشته است. از دیگر روش ها در فرایند زایشی زبان می توان به ترکیب، کوتاه کردن و تبدیل نام برد. در بلوچی عمدتاً از روش قرض گرفتن برای نام گذاری اشیاء جدید استفاده شده است. مثلا کامپیوتر که یک کلمه انگلیسی است با کمی تغییرات در سطح آوایی وارد واژگان این زبان شده است. از نمونه های دیگر می توان به کلماتی مانند “مانیتور، لامپ، تلویزیون، رادیو و… ” اشاره کرد. البته بلوچی در بعضی موارد از واژگان داشته برای نام گذاری اشیاء با استفاده از روش ترکیب بهره جسته است. مثلا “بالی غراب” به معنی هواپیما از ترکیب دو واژه “بالی” و”غُراب” ساخته شده است و هر دو در قاموس واژگان بلوچی وجود داشته اند.

 

روش ابداع توسط چند محقق بلوچ برای ساختن واژگان جدید نیز استفاده شده است، مهمترین شخصیت بلوچ که در ابداع لغات بلوچی کارهایی انجام داده است سید ظهورشاه هاشمی بوده است. او در فرهنگ لغت خود واژگان زیادی را ابداع کرده است. با توجه به روش های مذکور که بلوچی از آنها برای تولید و ایجاد واژگان جدید استفاده کرده است، می توان این نتیجه را گرفت که بلوچی یک زبان پویا است که در گذر از مرحله مدرن شدن از روش های متعددی برای برطرف کردن نیازهای زبانی گویشوران خویش سود می جوید. این روش ها نیز نشان گر آنند که بلوچی مانند دیگر زبان های دنیا برای بارورسازی واژگان خود از همان روشهایی بهره می برد که سایر زبان های دنیا از آن سود جسته و می جویند. بلوچی در پروسه مدرن شدن دارای مشکلاتی نیز می باشد که می توان به مشکلات نگارش آن اشاره کرد. زبانشناسانی مانند دکتر جهانی؛ استاد دانشگاه آپسالا، در کتاب خود به بررسی این مشکلات زبان بلوچی از لحاظ تعیین زبان معیار و رسم الخط واحد پرداخته است. در حقیقت انتخاب لهجه معیار و رسم الخط واحد از مراحل مدرن شدن هستند. بلوچی دارای لهجه ها و رسم الخط های متفاوتی است که انتخاب لهجه و رسم الخط معیار بر اساس مطالعه انجام شده توسط دکتر جهانی کار سهلی است. یعنی باید لهجه و رسم الخطی را برگزید که گویشوران بلوچ در خواندن و نوشتن آن کمترین مشکل را داشته باشند. انتشار مقالات، روزنامه ها، مجلات و کتب مختلف به زبان بلوچی که عمدتا در پاکستان به چاپ می رسند روند گزینش لهجه و رسم الخط معیار را تا حدودی تکمیل کرده است. اما هنوز مشکلاتی در سطح نگارش وجود دارد که باید تغییراتی برای برطرف بهتر نیاز هایی زبانی گویشوران این زبان ایجاد شود. بلوچی مانند هر زبان زنده دنیا دارای کمی ها و کاستی هایی می باشد. این زبان برای آنکه بتواند به عنوان یک زبان زنده دنیا در میان گویشوران خویش عمل کند، مانند هر زبان دیگر نیاز به تغییر تحول و اصلاح دارد. بلوچی تا به حال توانسته با حفظ ساختار خود با استفاده از روش های متعدد نیازهای زبانی گویشوران خود را بر طرف کند گر چه در این مرحله مدرن شدن با مشکلاتی نیز مواجه بوده است. پروسه مدرن شدن بلوچی اگرچه تا برای افراد غیر متخصص نامطلوب بوده است ولی این روند نیاز های زبانی را تا حدودی برطرف کرده است. بلوچی کمتر در سطح عموم آموزش داده می شود و همین امر باعث کند شدن روند مدرن شدن بلوچی حداقل در زمینه نگارش شده است. تحقیق زبانشناسان درباره زبان بلوچی می تواند روند مدرن سازی بلوچی را تسریع بخشد.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 16:29 ] [ محمد اربابی ] [ ]

مراسم هفتمین روز شهادت مولوی مصطفی جنگی زهی در زاهدان برگزار شد


همزمان با دهمین روز از بهمن ماه 90 ، مراسم هفتمین روز شهادت مولوی جنگی زهی صبح امروز با حضور نماینده ولی فقیه در استان، استاندار سیستان و بلوچستان، علما و اندیشمندان شیعه و سنی، مسوولان برجسته استانی، اقشار مختلف مردم ولایتمدار شیعه و سنی و خانواده این شهید بزرگوار در مسجد جامع زاهدان برگزار شد.
امروز پس از گذشت هفت روز از جنایت تروریستی هفته گذشته شهرستان سرباز یاد این شهدا در مسجد جامع زاهدان گرامی داشته شد.
اقوام مختلف فارس و بلوچ، شیعه و سنی همه و همه بعنوان رهروان و ادامه دهندگان راه شهدا امروز در مراسم گرامیداشت یادوخاطره شهدا، صحنه های زیبای دیگری از اتحاد و همدلی را رقم زدند.
به گزارش روابط عمومی استانداری ، مراسم بزرگداشت شهید بصیرت مولوی مصطفی جنگی زهی امام جمعه اهل سنت مسجد خضرا راسک امروز توسط استانداری سیستان و بلوچستان و با همکاری دفتر نمایندگی ولی فقیه در استان برگزار شد.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:17 ] [ محمد اربابی ] [ ]

استاندار: سیستان و بلوچستان برای خروج کامل از محرومیت نیازمند سرمایه گذاری است

استاندار سیستان و بلوچستان گفت: سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین و امن ترین استان کشور برای خروج از محرومیت کامل نیازمند سرمایه گذاری های بخش خصوصی و دولتی است.

 مهندس 'علی محمد آزاد' ‌روزپنجشنبه در دوازدهمین همایش ادواری روسای شوراهای اسلامی استانهای سراسر کشور در چابهار افزود: جمعیت دو میلیون و 500 هزار نفری این استان جزو مهربانترین مردم کشورند که مام وطن را با هیچ چیزی معاوضه نمی کنند.

وی بابیان اینکه سیستان وبلوچستان دارای یک هزارو 600 کیلومتر مرز مشترک با کشورهای پاکستان و افغانستان است،‌ گفت:‌ یک هزار و 300 کیلومتر این مرز خاکی و 300 کیلومتر دیگر آبی است و مجموعه ای از اقوام،‌ قبایل و طوایف شیعه و سنی با دوستی و محبت در کنار یکدیگر در این استان زندگی می کنند.

وی اظهارداشت:‌ درحالی که آمریکا،‌ رژیم صهیونیستی و ناتو و منافقین در کشورهای همسایه این استان دارای پایگاه، لشکر، سیستمهای امنیتی و اطلاعاتی هستند و برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی از طرق مختلف دائما مشغول طراحی و اجرای انواع دسیسه ها و جنایات هستند، اما به لطف خدا، ایمان و اعتقاد قوی، تبعیت از رهبری و حضور مردم در صحنه تاکنون تمامی توطئه های آنان را خنثی کرده است.

استاندار سیستان و بلوچستان تاکیدکرد:‌ این استان با 190 هزار کیلومترمربع گستره همطراز با هفت استان کشور است و جغرافیای بسیار عجیبی دارد بطوریکه از توانمندیها و ظرفیت ها و حوادث پیش بینی نشده مانند وزش بادهای 120 روزه، گرمای تا 50 درجه، برف و سرما، بارانهای سیل آسا، کویر، جنگل، باغات و نخلستانها، دریا، کوهستان و بیابان بطور یکجا و بعضا همزمان برخوردار است.

مهندس آزاد گفت:‌ همجواری این استان با کشورهای افغانستان وپاکستان و بی توجهی دولتهای این کشورها به مرزهایشان و مقابله با بیماریهای واگیردار، متاسفانه سبب شده در طول سال؛ انواع بیماریهای واگیردار از جمله مالاریا، وبا و ‌غیره از طریق مرزها وارد این استان شود که برای جلوگیری از گسترش آنها هزینه های زیادی را متقبل می شویم.

وی افزود ، درحالی که دشمنان نظام اسلامی تلاش کردند از طریق برخی گروهکهای مزدور چهره ای خشن و ناامن از این استان در اذهان عمومی ترسیم کنند، اما با تلاشهای انجام شده نه تنها این استان برای اشرار و تروریستها ناامن شده بلکه جرائم امنیتی و انتظامی کاهش چشمگیری پیدا کرده است بطوریکه سیستان و بلوچستان در میان استانهای کشور در مکان چهاردهم قرار دارد.

وی در ادامه سخنانش با تبریک ایام الله دهه فجر و سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی افزود:‌ به برکت پیروزی انقلاب اسلامی، دولت خدمتگزار برای محرومیت زدایی سیستان و بلوچستان در حال هزینه کردن اعتبارات کلان و نجومی است.

مهندس آزاد اظهار داشت: درطول فعالیت دولت های نهم و دهم تنها برای اجرای خط لوله انتقال گاز از عسلویه تا ایرانشهر با یک هزارکیلومتر لوله کشی، یک هزارو 700 میلیارد تومان هزینه شده و با یک هزار و 500 میلیارد تومان دیگر نیز عملیات گازرسانی و لوله کشی داخل استان نیز انجام خواهد شد.

وی افزود:‌ با ساخت یک هزار و 600 کلاس درس ظرف دو سال اخیر، به تازگی مدارس کپری وخشت وگلی دراستان جمع آوری شده است و اینک می بایست برای شمارزیادی ازمدارس نیازمند به مرمت اعتبارات هنگفتی اختصاص یابد.

استاندارسیستان و بلوچستان ادامه داد:‌ وجود 12 سال خشکسالی از یک طرف و ریزش بارانهای سیل آسا و ناگهانی که بعضا در مدت 15 دقیقه 90 میلیمتر باران می بارد، دولت را بر آن داشت تا ساخت بیش از 30 سد را در برنامه قرار دهد که تاکنون هفت سد از این تعداد به بهره برداری رسیده است.

مهندس آزاد افزود:‌ برخی تصور می کنند سیستان و بلوچستان سرزمینی خشک و لم یزرع است، اما بخاطر وجود خاک بسیار حاصلخیز آن هرساله بیش از 400 هزار تن هندوانه خارج فصل تولید و در آستانه شب یلدا به سایر نقاط کشور ارسال می شود.

وی گفت:‌ تولید انواع میوه های گرمسیری وغیرگرمسیری، تامین 80 درصد تون ماهیان کشور و تامین 43 هزار تن گوشت کشور بصورت بسته بندی از قابلیت های این استان پهناور برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف است.

دوازدهمین همایش روسای شوراهای اسلامی سراسر کشور روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در چابهار برگزار شد

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:16 ] [ محمد اربابی ] [ ]

دهه فجر

. . .

در اینروز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد…

بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از ايت الله خميني به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود عازم گورستان بهشت زهرا شد…

خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.
وقایع ۱۴ بهمن

ساعت ۹ بامداد روز شنبه ۱۴ بهمن در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصه‌ای از نظریات آیت‌الله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصه‌ای از پاسخ خمینی به این شرح بود:
«     کاری نکنند که مردم را به جهاد دعوت کنم، اگر موقع جهاد شد می‌توانیم اسلحه تهیه کنیم. دولت را بزودی معرفی خواهیم کرد. اعضای شورای انقلاب تعیین شده‌اند. از ارتش می‌خواهم هرچه زودتر به ما متصل شود. ارتشیان فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامان ملت بیایند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد.     »
تعیین دولت موقت

خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بین‌المللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.
راه‌پیمایی ۱۹ بهمن

روز نوزدهم بهمن ماه بزرگ‌ترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت. در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.
وقایع ۲۰ بهمن

در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناح‌های مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.
وقایع ۲۱ بهمن

روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشگر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانک‌ها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیت‌الله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشگر گارد حکم جهاد خواهد داد.در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابان‌ها با ایجاد حریق و راه بندان‌های متعدد مانع حرکت قوای نظامی می‌شدند.
وقایع ۲۲ بهمن

سایت پاتوق ۹۸ : در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود
تصمیم شورای عالی ارتش

ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره‌ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه‌ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه‌ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.
مراسم دهه فجر

هرساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی توسط دولت و طرفداران نظام جمهوری اسلامی انجام می گیرد. برخی از این مراسم که معمولا با بودجه های سنگین دولتی و سازمانی برگزار می شود در ادارات دولتی، وزارتخانه ها، مدارس، و خیابان ها انجام می گیرد. صدا و سیما معمولا به پخش آهنگ‌ انقلابی و تصاویر منتخب روزهای انقلاب ۱۳۵۷ ایران می پردازد.

همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولا در طول دهه فجر برگزار می شود.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:4 ] [ محمد اربابی ] [ ]

شكسته شدن حكومت نظامی به فرمان امام خمینی (ره

 

با تشدید درگیری ها در سطح شهر تهران، فرمانداری نظامی - در روز 21 بهمن- با صدور اعلامیه شماره 40 خود كه در ساعت 14 از رادیو پخش شد، ساعات منع عبور و مرور را افزایش داد. به موجب این اعلامیه از ساعت 16:30 تا 5 بامداد رفت و آمد در تهران و حومه ممنوع شد. به گزارش خبرنگاران مطبوعات، در اندك زمانی پس از انتشار این اعلامیه شایع شد كه اقدام مذكور به منظور جدایی انداختن بین مردم و آن گروه از پرسنل نیروی هوایی است كه از شنبه شب با گروهی از واحدهای گارد جاویدان درگیرند. اعلامیه فرمانداری نظامی تهران نه تنها مردم را غافلگیر كرد بلكه خبرنگاران نیز كه معمولاً قبل از دیگران در متن خبرها قرار می گیرند، حیرت زده شدند. هم زمان چهره شهر شتابزده و هیجان آلود شد. سرنشینان صدها اتومبیل با روشن كردن چراغ های خود و نصب اعلامیه بر پشت شیشه ها، ساعت جدید آغاز ممنوعیت رفت و آمد را به اطلاع دیگران می رساندند. كاركنان شركت های خصوصی و گروه های مختلف مردم از محل كار خود بیرون ریختند. تا قبل از سپری شدن مهلت بتوانند به منزل برسند.

در ساعت 4 بعداز ظهر روز 21/11/57 یعنی 30 دقیقه پیش از آغاز زمان اعلام شده برای منع عبور و مرور و برقراری حكومت نظامی، امام خمینی با انتشار اعلامیه ای خطاب به مردم اعلام داشتند: «من از مردم شجاع تهران می خواهم كه در صورتی كه قوای متجاوز عقب نشینی كردند، با حفظ آمادگی و هوشیاری از خدعه ی دشمن، آرامش و نظم را حفظ كنند ولی مجهز و مهیا برای دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین باشند و اعلامیه امروز حكومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نكنند.»

پس از این كه امام خمینی اعلامیه فرماندار نظامی تهران (در مورد ممنوعیت عبور و مرور) را غیر قانونی اعلام كردند و مردم نیز در تایید پیام امام، هیچ گونه توجهی به مقررات منع رفت و آمد نشان نمی دادند، جلسه شورای امنیت ملی در ساعت 18 (روز 21/11/57) تشكیل شد.

در ساعت 8 شب فرمانداری نظامی طی اعلامیه تهدیدآمیز شماره 41 خود اعلام كرد «فرمانداری نظامی تهران و حومه به حكم وظیفه و مسئولیت سنگینی كه به عهده دارد، نمی تواند در مقابل عملیات ضد انسانی و وحشیانه عناصر اخلالگر و فریب خورده بی تفاوت بماند، علی هذا بدین وسیله ساعات منع عبور و مرور شبانه را تا ساعت 12 ظهر روز یكشنبه 22 بهمن 1357 تمدید می نماید.»

هم زمان با حوادث تهران، در شهرستان ها نیز تهدید و تصرف پادگان ها و مراكز نظامی شروع شد، از جمله گروهی از همافران مبارز پایگاه هوایی نوژه به دستور آیت الله مدنی عملیات خلع سلاح پایگاه را آغاز كردند كه در اولین عملیات، اسلحه خانه پایگاه تصرف شد، سپس گردان خلبانان به همافران پیوست و سرانجام در آخرین ساعات شب كلیه فرماندهان دستگیر شدند و پایگاه هوایی نوژه ی همدان تسخیر شد
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:2 ] [ محمد اربابی ] [ ]

12بهمن

 

مقاله دهه فجر

ورود حضرت امام خمینی (ره) به وطن اسلامی و آغاز دهه مبارکه فجر
سال پیش درچنین روزی درسال ۱۳۵۷ هجری شمسی، امام خمینی(ره) بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران،پس ازپانزده سال دوری ازوطن درمیان استقبال پرشورمردم قدم به خاک میهن اسلامی گذاشتند. پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره ) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند.
با آنکه پخش مستقیم مراسم ورود امام از شبکه تلویزیون میلیون ها نفر را درخانه ها پای تلویزیون نشانده بود، تهران سیل جمعیت برای دیدار رو در رو با امام خمینی خود را به مسیر تعیین شده و خیابان هایی که از فرودگاه تا بهشت زهرا به عنوان معبر امام انتخاب شده بود رسانده و در سوی خیابان ها مستقر شدند . به نوشته روز نامه کیهان طول جمعیت استقبال کننده از امام خمینی به ۳۲ کیلومتر می رسید. در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن از از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند. راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند.

خودروی حامل امام خمینی و افراد اسکورت با سرعتی متعادل به سوی میدان آزادی به راه افتادند تا از آنجا راهی دانشگاه تهران شوند و سپس راه را در مسیر خیابان آزادی تا بهشت زهرا ادامه دادند. امام (ره)در این روز ابتدا در فرودگاه با ایراد بیاناتی از تمامی افرادی که در این مدت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند تشکر کردند . ایشان سپس با حضور در کنار شهدای انقلاب اسلامی درباره مواردی چند از جمله غیر قانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم گذشته ایراد سخن کردند. ایشان همچنین در این روز طی پیامی از افسران، در جه داران و سربازان ارتش خواستند با دولت غاصب بختیار همکاری نکنند. آن حضرت همچنین در مدرسه رفاه تهران در میان اعضای کمیته برگزاری استقبال از دستاوردهای انقلاب سخن گفتند.
دیگر وقایع دوازدهم بهمن۱۳۵۷ بدین شرح است:
۱٫ هنگام ورود امام خمینی به مدت بیست دقیقه مراسم استقبال توسط تلویزیون دولتی ایران به طور زنده پخش شد ، اما ناگهان عکس شاه بر روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و برنامه قطع گردید. گفته شد نظامیانی که در ایستگاه فرستننده بودند از اینکه سرود شاهنشاهی نواخته نشده بود عصبانی شده بودند و برنامه را قطع کردند. رادیو دولتی در تمام مدت سکوت اختیار کرد و مراسم را پخش نکرد .
۲٫ فرماندار نظامی اعلام کرد به مناسبت ورود امام خمینی (ره) حرکات و اجتماعات از ساعت هفت صبح امروز به مدت سه روز با رعایت نظم و ترتیب در سطح شهر تهران و حومه به نحوی که موجب هیچ گونه در گیری و عملیات مخل نظم عمومی نشود مجاز خواهد بود.
۳٫ دکتر علی آبادی از شورای سلطنت استعفا داد.
۴٫ با آمدن امام به وطن روحانیون متحصن درمسجد دانشگاه طی اعلامیه ای به تحصن خود خاتمه دادند.

 

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 14:0 ] [ محمد اربابی ] [ ]

یاردبستانی من

یاردبستانی من بامن وهم راه منی            چوب الف برسرمابغض من وآه منی

 

 

 حک شده اسم من وتوروتن این تخته سیاه        ترکه ی بیدادوستم مونده هنوزروتن ما 

 

 

دشت بی فرهنگی ماهرزتموم علفاش       خوب اگه خوب بداگه بدبرده دلای آدماش

 

 

 دست من وتوبایداین پرده هاروپاره کنه    کی می تونه جزمن وتودردماروچاره کنه

 

 

یاردبستانی من بامن وهم راه منی            چوب الف برسرمابغض من وآه منی

 

 

 حک شده اسم من وتوروتن این تخته سیاه        ترکه ی بیدادوستم مونده هنوزروتن ما 

 

 

دشت بی فرهنگی ماهرزتموم علفاش       خوب اگه خوب بداگه بدبرده دلای آدماش

 

 

 دست من وتوبایداین پرده هاروپاره کنه    کی می تونه جزمن وتودردماروچاره کنه

 

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 13:57 ] [ محمد اربابی ] [ ]

ده توصیه دوستانه یک آدم افسره! طنز!!

۱) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.

۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.

۱۰) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.(البته در هر دوحال فحشو میخوری :)
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 13:32 ] [ محمد اربابی ] [ ]

اگرچیزی را می خواهی ،رهایش کن

 


اگر چیزی را می خواهی رهایش کن!


وقتی کشاورزی بخواهد دانه های بیشتری از زمین دریافت کند

بذرهایش را برمی دارد و به زمین می سپارد.

این بذرهای گرانبها با اندیشه های سبز کشاورز و جملات زیبایش به خداوند،

به هزاران برابر تبدیل می شود.


او با خدا این گونه زمزمه می کند:

خداوندا این بذرها را به دست زمین تو می سپارم،

باشد تا با آفتاب ات،  با باران ات و با مهرت آن ها را گسترده کنی.

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 13:26 ] [ محمد اربابی ] [ ]

حکایت دهقان و ارباب

 دو دختر دخترک دخترکان دختران ایستاده تاریک روشن یکی در تاریکی بیرون دیگری در روشنایی داخل پرده پر نقش و نگار دوار دایری ابر ابره ابرک ابرکی شب روز شبانه روز این نقاشی تشبیهی است از گذران روزوشب و از مدل لباس دو نوجوان پیداست که در فصل تابستان است دختر روزانه بلندقد و دخترک شبی کوتاه قد است که در فصل گرما روز طولانی تر از شب است جامه دختر قدبلند  و موهایش طلایی و البسه دخترک کوتاهقد  آبی سورمه ای سرمه ای است آسمان صاف پرستاره پر ستاره مهتابی ماه بدر کامل (مو.) قطعه موسيقي دل انگيز و رويايي ، نقاشي ازمنظره شب  Nocturne embossed serigraph with foil stamping (1-300, I-CXXV, AP 1-25, HC 1-25, PP 1-4),  March 1985, 35

 

حکایت دهقان و ارباب

. . . دهقان پیر با ناله می گفت :
ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این

همه بدبختی نمی‌‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده

و چشم تنها دخترم را ،چپ آفریده است؟! دخترم

همه چیز را دوتا می‌بیند!

 
ارباب پرخاش کرد که: بدبخت! چهل سال است

نان مرا زهرمار می‌‌کنی! مگر کور هستی،

 نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟!

دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست،

دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند ...

 ولی دختر من، این همه بدبختی را ...

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 13:22 ] [ محمد اربابی ] [ ]

روش هایی خنده دار برای حالگیری از پسرها!!!

۱- دختر های عزیز اگر دانشجو هستید و تقاضای جزوه از شما زیاد است به پسرها قول بدهید که جزوه را روز قبل امتحان به دست شان میرسانید وحال با خیال راحت میتوانید روز قبل امتحان به دانشگاه نیایید.

2- اگر پسری شماره ازتون خواست با متانت کامل شماره برادر گرامیتان را بدهید و بگویید منتظر تماس هستید.( البته اگه برادرتان از اهالی محترم لات های سر کوچه باشه نتیجه جالب تری عاید پسر خواهد شد)

3- اگر در حال رانندگی هستید و پسری ازتون سبقت گرفت تا بهتون ثابت کنه رالی کار میکنه و بهتون گفت :رانندگی کار ما شیرمرد هاست نه شما ها.

شما میتونین بزنین رو گاز و به ماشین طرف نزدیک بشین و علاوه بر این که دستتون رو روی بوق گذاشتین از انتهای حنجره ی مبارکتان یک جیغی بکشید که تن جد محترم پسره هم در گور بلرزه و بلند بگویید مگه خودت خواهر مادر نداری؟ ای مردم بیاین منو از دست این شیاد نجات بدین.

این موقع هست که پسره کلا واژه ی شیر رو از ذهنش واسه ی همیشه محو میکنه و به دنبال یه سوراخ موش میگرده.

4- اگه یه پسری ازتون خواستگاری کرد دو حالت پیش میاد :

الف-اگه از پسره خوشتون میاد که دیگه خودتون بلدین چیکار کنین (در محدوده ی این بحث نمی گنجه)

ب-اگه از پسره خوشتون نمیاد بهش بگین شماره و ادرستون روبدین تا شوهر سابقم رو واسه تحقیق بفرستم خدمتتون(قیافش اینجا خیلی دیدنیه)

5- سعی کنید در یه رشته مثلا کوهنوردی تبحرلازم رو کسب کنید و با نامزدتان به کوه رفته و بهش بگویید:اگه منو دوست داری باید اول به قله کوه برسی

باور کنید تلاشش واسه بالا رفتن از کوه و جلو زدن از شما خیلی دیدنیه(به خصوص اگه وزنش هم بالا باشه)

6- یه سوال فوق العاده سخت و گیج کننده رو پیدا کنید و به هم کلاسی پسرتان نشان دهید و به او بگویید :از اونجایی که شما از بقیه هوش بالاتری دارین میشه این مساله رو واسم حل کنید(با لحنی معصومانه)

اینجاست که پسره سرخ و سفید میشه و با راه حل های عجیب و غریب والبته اشتباه تن انیشتین و داروین و مندل و ....روتوی قبر میلرزونه ,اخرشم با کمال تاسف اعتراف میکنه که بلد نیست.
 
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 12:32 ] [ محمد اربابی ] [ ]

حال و روز مردان قبل و بعد از ازدواج

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر

بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید

نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه

بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه

نتیجه اخلاقی : معتبر شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت

بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت

نتیجه اخلاقی : تقویت معده

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث

بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت

نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

قبل از ازدواج : دید و بازدید از اماکن تفریحی

بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم

نتیجه اخلاقی : صله رحم

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره

بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف

نتیجه اخلاقی : همدردی با مردها

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا

بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم

نتیجه اخلاقی : مستقل شدن

قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر

بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و گوشت

نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی

بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه

نتیجه اخلاقی : امنیت

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 12:31 ] [ محمد اربابی ] [ ]